|
 |
زبان تخصصی
برای روزنامه نگاران و دانشجویان علوم ارتباطات
دکتر وحیدعقیلی
احمد توکلی
ثانیه
|
|
|
 |
مصاحبه حرفه اي
احمد توكلي
احسان بخشنده
انتشارات
ثانيه
|
|
|
 |
مصاحبه خلاق
چاپ سوم
احمد توكلي انتشارات
خجسته |
|
|
 |
ويراستاري و مديريت اخبار
چاپ دوم
احمد توكلي
انتشارات
خجسته |
|
|
 |
گزارش نويسي
در مطبوعات
چاپ سوم
احمد توكلي
انتشارات
ايران |


Movable Type
|
خبرخوش برای علاقهمندان کتاب هاي ارتباطي
با تلاش و لطف دوست عزيز آقاي نيما افشار نادري سردبير و مدير محترم سايت پندار سايت ثانيه پرس دات کام دوباره و البته اينبار با آدرس دات آي آر قابل دسترسي شد. ضمن تشکر از اين عزيز دوستان ميتوانند به اين آدرس مراجعه کنند. از آقا نيما باز هم متشکرم.
شرمنده محبت های دوستان
دوستان عزیزی که کامنت گذاشته اند. از همه آنها تشکر می کنم. وبلاگ ها و نوشته های شما را دیدم و لذت بردم . قلمهایتان پایدار و عزم تان برای نوشتن استوار باد. مرا خواهید بخشید که به یک یک محبت های شما پاسخ جداگانه نداده ام و همین کلی گویی هم با تاخیر انجام می شود. قبول دارم که اصولا در دنیای انلاین و مجازی این مقدار تاخیربا هیچ بهانه تراشی توجیه پذیر نیست، لذا بهانه نمی آورم. تنها می توانم بگویم: چقدر زود دیر می شود.
تکنيک عبور در خبر و گزارش
حرکت سليس از يک پارگراف به پاراگراف ديگر نياز به نوعي تکنيک عبور يا ارتباط بين مطالب دارد. اما بهترين تکنيک عدم عبور است! گزارش خبري زماني به بهترين شکل سازمان مييابد که يک فکر در ان به صورت طبيعي، ديگري را دنبال کند، اطلاعات نهفته در يک پاراگراف بايد پرسشي را برانگيزد که در پاراگراف بعد، به آن پاسخ داده شده است. يا پاراگراف نخست بايد حاوي اطلاعاتي باشد که در پارگراف بعد، به وسيله حقايق و نقل قولهاي پشتيبان، مورد حمايت قرار گيرد.
اگر چنين منطقي را رعايت کنيد ديگر نياز به عبور خاصي نداريد با اين همه به کارگيري بعضي از اين تکنيکها براي تسهيل به پارگراف بعد، بي فايده نيست:
از تکنيک علت و معلول استفاده کنيد.
اگر در يک پارگراف سوالي را بر مي انگيزيد، در پاراگراف بعد به ان پاسخ دهيد يا با طرح مثال و نقل قول، آن را پردازش کنيد.
سعي کنيد پرسشهاي احتمالي خواننده را پيش بيني و مطرح کنيد.
براي معرفي يک گوينده جديد در پي گوينده قبل اظهار نظري را درباره او يا از خود او بياوريد، سپس به سراغ نقل قول يا مطلب تفسيري برويد. به اين مثال توجه کنيد:
پيشنهاد بحث برانگيز گنجاندن يک واحد مربوط به تبعيض نژادي در واحدهاي درسي دانشجويان دوره کارشناسي دانشگاه تمپل ديروز از سوي گروهي چند مليتي از دانشجويان و کارمندان دانشکدههاي اين دانشگاه مورد حمايت شديد قرار گرفت.
آنيکا تراهان، يکي از دانشجويان تازه وارد گفت : التزام دانشجويان به گذراندن اين واحد، گفتوگو را بين دانشجويان غير بومي گسترش خواهد داد.
وي افزود: دانشجويان سفيد پوست از جوامعي ميآيند که در آنها هرگز نتوانستهاند با سياهپوستان تعامل سالمي داشته باشند.
در عين حال، مشخص نيست که اين واحد پيشنهادي، روي روابط سياهان و سفيد پوستان آمريکا متمرکز ميشود يا تبعيض نژادي عليه آمريکاييهاي آسيايي تبار و ديگر نژادها را نيز در برخواهد گرفت.
( عبور به گوينده جديد: )
ملفي آسانته، مدير گروه "مطالعات آفريقا- آمريکا" در دانشگاه تمپل از تمرکز اين واحد درسي بر نژاد پرستي سفيد پوستان عليه سياهان آمريکايي به عنوان اساس نژاد پرستي در ايالات متحده حمايت کرد.
( عبور به گوينده جديد: )
امي ديکسون يک دختر سفيد پوست و دانشجوي سال دوم نيز ضمن حمايت از اين موضوع گفت: مساله اصلي ما در محيط دانشگاه روابط ميان دانشجويان سفيد و سياه است.
هانتلي کالينز- از نشريه فيلادلفيا اينکواير
كتاب روزنامهنگاري و روزنامهداري منتشر شد
رسانهها- همشهري آنلاين:
كتاب روزنامهنگاري و روزنامهداري، نوشته دكتر حسين انتظامي مقدمهاي بر مديريت رسانه و اقتصاد مطبوعات است كه در پنج فصل و يك پيوست تدوين يافته است.
پ.ن. آقای دکتر انتظامی بدون شک در مدیریت رسانه و اقتصاد رسانه فرد شناخته شده و امتحان پس داده ای است این اثر بی شک می تواند راهنمای خوبی برای چگونگی اداره یک رسانه باشد. انتظامی عزیزتبریک و آرزوی موفقیت های بیشتر
ساختار آهنگين در گزارش نويسي
کن فوسن در سالهاي دبيرستان طبل ( drums ) مي نواخت . او که هنوز هم حين گزارش نويسي براي نشريه " The Des Moines (lowa) Register به آواي طبل گوش فرا ميدهد،مي گويد: من با ريتم و ضربآهنگ نااشنا نيستم . عادت کردهام با صداي تاپ تاپ طبل کار کنم . به اين ترتيب مطمئن مي شوم پاراگرافها به ورطه تکرار نيفتادهاند . جالب اينکه فيوسن براي دست يابي به چنين کيفيت موسيقيايي تمام گزارشهايش را حين نگارش بلند ميخواند." ريتم و ضرباهنگ خواننده را تا ميانههاي داستان ميکشاند. فيوسن همواره خواسته تا از رسيدن خواننده به پايان داستان اطمينان حاصل کند.
او ميگويد: من بيشتر از آن که روي شروع داستان وقت بگذارم براي پايان زمان صرف ميکنم. " به عقيده فيوسن يک پايان خوب، داستان را خاطره انگيز خواهد کرد.
از گفتههاي اوست : اينکه خوانندگان، داستان مرا به خاطر بياورند، براي من بيش از پول اهميت دارد.
زماني که فيوسن جايزه معتبري را از کمپاني گانتو – مالک نشريه رجيسترـ دريافت کرد به مديران اين شرکت گفت: ويراستاراني که بخش پاياني يکي از گزارشهايش را حذف کرده اند، مستحق اعدامند.
فيوسن، رسيدن خواننده از آغاز داستان تا انتهاي آن را امري تصادفي و شانسي نمي داند . وي به دقت اجزاء مختلف داستانش را طراحي ميکند و در اين فرايند، انديشيدن نخستين گام است. به گفته فيوسن، او ابتدا در جستو جوي راههايي بر ميآيد که بتواند برخوردها را نشان دهد و حس و حال را توصيف کند:
" من به آهنگ صحيح و ماهيت گزارش زياد مي انديشم" و سپس به سازماندهي عناصر گزارش ميپردازد:
" تمام جملات را تايپ مي کنم و آنهايي را که به کارم ميآيند انتخاب ميکنم. سپس اين اطلاعات را مرتب ميکنم. بايد بدانم منظورم چيست و پايان گزارش کجاست. پس از اين که دريافتم هدف چيست و آن را چگونه مي خواهم بيان کنم، به اين فکر مي کنم که چگونه شروع کنم.
فيوسن، اين گونه آغاز ميکند . به عقيده او پارگراف اول بايد کامل باشد، و پاراگراف دوم بايد آن را کامل تر کند. وي ميگويد: اي کاش به جاي اين که ابتدا به فکر روشن کردن منظورم باشم. ميتوانستم راه بهتر نوشتن را بياموزم . اين روش اگر چه ممکن است بهترين متد نوشتن نباشد، اما براي فيوسن که به طور مکرر جايزه ميبرد، کارآمده بوده است.
Carole Rich
جوابهاي بيش از حد انلاين
پوزش مي خواهم اگر جواب دوستان کمي بيش از حد دير شد.
- امامي عزيز کامنت گذاشته اند، از سايت ثانيه چه خبر؟ همانطور که ميدانيد سايت سانيه از طرف سايت پندار پشتيباني فني ميشد، اخير با آقاي نيما افشار نادري مدير و سردبير محترم سايت پندار صحبت کردهام، انشاءالله بزودي سايت احيا خواهد شد. از همه علاقهمندان و کساني که به سايت ثانيه سرمي زده و استفاده ميکردهاند به علت به وجود امدن اين مشکل پوزش مي خواهم
- هوشنگ گرامي از لطف شما متشکرم.
- خانم فيروزه عسگري از اظهار لطف شما متشکرم. ضمنا اگر مي بينيد برخي کامنتها باز نيست به اين علت است که موضوعش مربوط به من نيست يا اينکه من آنرا توليد نکرده ام اصولا اگر متن توليدي باشد کامنت آن باز است. موفق باشيد.
- سنجاقکي هم گفتهاست مي خواهد دکتري شرکت کند. اميدوارم در درس و مشق کارهايت موفق باشي. اسمت را فراموش کردهام اما چيزکي درباره مقالههايت خوبت بصورت کمرنگ خاطرم هست.
- آقا احسان هم نسبت به وبلاگ من اظهار لطف داشته اند. کتاب خبر و دمکراسي به من چسبيد، اما دکتر نمکدوست خوانده بود و البته خوشش نيامده بود.
- سيد محمود جوادي دوست کاريکاتوريست من هم روي کاريکاتور من کامنت گذاشته است و اظهار لطف کرده است. جواد جان ممنون.
- اما من يک پوزش خواهي به دوست ارجمند آقاي علي هاشمي عزيز و همسر محترمشان بدهکارم. جواد صبوحي عزيز قبل از عيد کامنتي در وبلاگ من گذاشته بود و از فوت ناگهاني پسر ده ساله ايشان خبر داده بود. من هم تسليتي در وبلاگ گذاشتم. شايد يک روزي هم اين متن روي وبلاگ من بود. در طي اين مدت به سايت آقاي هاشمي مراجعه کردم و به ديگر سايتهاي روابط عمومي سري زدم و وبلاگ خود جواد را بررسي کردم هيج جا اثري از تسليت، يا خبري در اين زمينه نيافتم. حقيقتا انقدر اين خبر غم انگيز بود که يک لحظه از وحشت اينکه نکند اشتباهي صورت گرفته باشد، متن تسليت را برداشتم. نزديک عيد آقاي محمد آقازاده را ديدم. او خبر را تاييد کرد. اميدوارم خداوند به هاشمي عزيز و خانواده محترمش صبر و اجر عطا کند.
نافرمی در توسعه علوم ارتباطات در ایران
یادداشت من در ویژه نامه نوروزی روزنامه اعتماد
نميدانم، آيا بين من و مخاطبين اين مقاله اين اشتراک نظر وجود دارد که ما در کشور، معضلي به نام "نافرمي در توسعه علوم ارتباطات" داريم يا خير؟ چون اگر پذيرفته نباشد، ابتدا اصل موضوع بايد اثبات شود. نافرمي يعني چه ؟ از کجا ناشي شده است؟ اگر وجود دارد، چگونه ميتوان در جهت بهبود آن اقدام کرد؟
علوم ارتباطات ايران ، چه شاخة رسانهاي آن را به حساب آوريم و چه وجه تکنولوژيکياش را - مثل بحث مخابرات- سابقه زيادي در کشور ندارد. بخشي از مشکلات اين رشته، از همين جواني ناشي ميشود، بخشي از سرشاخة آن، يعني علوم انساني نشات ميگيرد و بخشي مربوط به "چشم آبي" بودن اين رشته است.
شايد عدهاي اين چشمآبي بودن را در زيرشاخههاي علوم انساني ترجيحا به مديريت، اقتصاد و ... نسبت دهند، اما تحولات شگرف در عرصه ارتباطات، اين ادعا را اثبات ميکند که علوم ارتباطات، امروزه بيش از هميشه و با سرعتي بالاتر از ساير رشتههاي انساني، در حال خارج شدن از مدار بومي است.
در بحث کلان موضوع، ما تحت تاثير علوم محض قرار گرفتهايم، يعني بدون آماده سازي و پيريزي بنيادهاي لازم و ايجاد زمينههاي فرهنگي و بدون انکه نقش خودمان را در علوم انساني،در فرهنگ،در فلسفه، اقتصاد، مديريت، و ارتباطات و... بسنجيم و بشناسيم به آن ورود کردهايم.
اين بسترسازي بايد در سه حوزه اتفاق ميافتاد، حوزه فرهنگ، اقتصاد و سياست. به اعتقاد من، استقرار دانش، پژواک اين سه حوزه در جامعه است. در حوزه فرهنگ عليرغم داشتن فرهنگ غني ايراني و اسلامي ما نتوانستهايم، چارچوبهاي مشخصي به جريان ورود و توسعه علوم جديد پيدا کنيم. به ويژه شرايط حاکم در سده اخير بر سرنوشت ما ايرانيها به گونهاي بوده است که ما را دچار نوعي سردرگمي، رخوت، سستي و "گريز از خود" کرده است. ما به لحاظ فرهنگي در حالي با غرب در ستيزيم که در عين حال شيفتهاش هستيم.
اقتصاد، شاهرگ توسعه علوم است. (منظور تمام حوزههاي اقتصاد، بويژه اقتصاد سياسي است) ما در بحث اقتصاد، امروزه از چه الگويي پيروي ميکنيم؟ يکي از علماي اقتصاد کشور مثالش اين بود. " روزي فردي نزد دکتر رفت و گفت: موي سرم درد ميکند. دکتر پرسيد: ظهر چه خوردهاي؟" گفت: نون و يخ . دکتر گفت: پدر جان نه مريضيت به آدميزاد ميماند و نه غذا خوردنت" اين حکايت اقتصاد ماست؛کمي سنتي، کمي اسلامي، کمي غربي و... در حاليکه اصل 44 قانون اساسي برخصوصيسازي تاکيد دارد. رهبري کشور اهتمام جدي بر اين امر دارد، باز هم شما ميبينيد، رويکرد اقتصاد کشور، به سمت دولتي شدن ميل ميکند.
اگر چه مخاطب اين نوشته قشر روشن جامعه در نظر گرفته شده، با اين حال لازم است تاکيد کنم که نحوه نگاه اقتصادي به علوم به ويژه علوم انساني در توسعه و يا عدم توسعه و عاقبت به خيري آن نقش دارد. خاستگاه اينگونه علوم، اقتصاد بخش خصوصي است. اقتصاد دولتي اولا توجه به اينگونه مقولات را سليقهاي و شخصي ميکند؛ موضوع، وزير و رئيس محور ميشود. در ثاني در جامعه مبتني بر اقتصاد دولتي - بويژه در کشوري که نفتي براي فروختن و خوردن هست.- کاربردي کردن علم بيرمق ميشود. بويژه در حوزه علوم انساني که ديربازده و پنهانبازده است.
اقتصاد اگر دولتي نباشد، معاون آموزشي وزير علوم ما نميگويد: قرار است رشتههاي کم متقاضي دانشگاهها حذف و رشته هاي پر متقاضي تقويت شوند . چرا که ايجاد رشته بر مبناي نياز بازار و کشور تعريف ميشود، نه اقبال متقاضي که حتي در سال چهارم دانشگاه هم هنوز مردد است که انتخاب رشتهاش درست بوده است يا خير!. حتي در اقتصاد دولتي هم اين حرف بيشتر به يک شوخي تلخ شبيه است. تا يک استراتژي برخاسته از تفکر عميق علمي.
در بخش سياست ( منظور، سياست درحوزه اجتماعي است، نه قدرت ) ما به يک هاروموني مشترک نرسيدهايم. در بخش سياستورزي و سياستمداري به نظر من، ما دچار "دمکراسي افسارگسيخته" هستيم. لايههاي تصميمگيري در تمام سطوح به محض آنکه شرايطي محيا ببينند، خودمحور ميشوند. به عبارت ديگر، سياست در حوزه دانش نداريم. چشمبسته، سليقهاي، روزمره و انفعالي عمل ميکنيم.
علاوه بر ضعف در هر سه حوزه اساسي فرهنگ، اقتصاد، و سياست به طور مستقل، اين سه حوزه را نيز در جامعه موازي و منفک از يک يکديگر حرکت ميدهيم. درحاليکه اين سه بايد همچون حلقههاي متصل و مرتبط و با استراتژي مشخص و تعريف شده، حرکت کنند. وقتي قرار شد توليد دانش بازخورد و برايند عملکرد اين سه حوزه با شرايط تعريف شده باشد، طبيعي است که از کوزه همان برون تراود که دراوست.
ما اگر کشور هنگ کنگ يا تايلند بوديم، راهي نداشتيم به جز اينکه تمام فرايند دانش غربي حتي در زمينه علوم انساني را کپي کنيم. اما ما ايران هستيم. کشوري با قدمت طولاني، فرهنگ غني، زبان و ادبيات فخربرانگيز و ملتي که با اسلام هويتش پاستوريزه شده است.
اکنون که قرار است ما به اين علوم ورود کنيم. و البته چاره و گريزي نيز نيست، و اگر راه گريزي نيز بود، عمل به آن عاقلانه و منطقي نيز نبود. راهي نداريم به جز آنکه ميان فرهنگ و سنتها از سويي و دنياي جديد پلي برقرار کنيم.
اين کار نيازمند شناخت درست موضوع، شناسايي تواناييهاي انساني و فني، يکسان سازي فرايند آموزش و توجه به پژوهش با رويکرد بومي است.
شناخت درست بدست نميايد مگر انکه موضوع، مورد مطالعه عميق قرار گيرد. ريشه يابي شود، به تاريخچه آن توجه شود . متاسفانه در بخش ارتباطات - حتي اگر بر فرض محال قادر باشيم سرعت تحولات را در جهان مانع شويم و آنرا در وضع فعلي به سکون بکشانيم- زمان زيادي وقت لازم است تا خودمان را با شرايط فعلي منطبق کنيم. در حاليکه چنانچه سرعت تحولات علوم ارتباطات در جهان را با سرعت نور مقايسه کنيم خيلي هم بيراهه نرفتهايم.
متاسفانه ما امروز در اين بخش دنباله رو هستيم. مثل اينکه شما بخواهيد با ماشين يک جت را تعقيب کنيد. محال است برسيد. مطالعه به منظور بومي کردن، به اين علت صورت ميگيرد که درک کنيم چگونه ميشود، اين علوم را مالخود کرد. يا به عبارتي سهم خود را از بغل آن بيرون کشيد و چگونه از آن در جهت بهبود فرهنگ، اقتصاد، سياست و پيشبرد امور بهرهبرداري کرد.
حوزه علوم انساني، که ارتباطات نيز شاخهاي از آن است. از جمله حوزههايي است که مطالعه درباره آن اگر چه ضروري است و هر چه سريعتر بايد نهادمحور شود، اما بشدت ديربازده است. پس بايد صبورانه در اين راه پيش رفت. بر همين اساس نيازمند توجه به چند نکته ظريفتر نيز هستيم:
- نظام ناکارآمد ارزشگذاري و امتياز دهي به فعاليتهاي علمي در حوزه علوم انساني و علوم ارتباطات بايد تغيير کند.
- تعامل ميان رشتههاي علوم انساني در ايران گسسته است. يعني هرکدام براي خودشان ساز خود را ميزنند. اين موضوع بايد مورد مطالعه قرار گيرد و نسبت به رفع آن چاره انديشي شود.
- تعامل ميان آموزش و فضاي کار حرفهاي برقرار نيست. فراموش نکنيد، ما 50 درصد دانشجويان دانشگاهايمان، علوم انساني ميخوانند، در حاليکه بازاري براي جذب آنان وجود ندارد. کاربران علوم در چنين جوامعي دچار خستگي و فرسودگي ميشوند. چون بازخورد موفقيت خود را نميتوانند، مشاهده کنند. اين خستگي و فرسودگي در يک سيکل بسته از بازار به مراکز آموزشي و از اين مراکز مجددا به بازار برگشت ميکند و نتيجه همان ميشود که ما امروز دچارش هستيم.
- نمودار حرکت علم ارتباطات به ما نشان ميدهد که توسعه اين رشته امروزه به واسطه تکنولوژي افسار گسيخته در اين بخش در حال دگرديسي است؛ يعني ما در بحث ارتباطات، امروزه با ICT روبرو هستيم. به عبارتي شاخهاي از علوم انساني در حال فني شدن است. نگراني اين است که در آينده نچندان دور علما و زعماي قوم علوم ارتباطات، مهندسان دانشگاه شريف و امير کبير باشند. ( البته شايد هم وضعمان بهتر از امروز باشد!)
تا اينجا ما از تاثير مقولههاي مبنا بر علوم ارتباطات سخن گفتيم، و به کاستيها در اين بخش اشاره کرديم. اما نکته مهم و يا سوال مهم اين است که علوم ارتباطات اگر قوي و کارآمد شد، تاثير سيکلياش بر اين مقولهها چيست؟ همه ما ميدانيم که رسانه ابزار قوي توسعه در تمام ابعاد آن است. رسانه شاه بيت علوم ارتباطات است. نميشود درباره علوم ارتباطات صحبت کرد و به کارکرد رسانهها در کشور اشاره نداشت.
به عقيده من اگر قرار است، ما در توسعه و سه بخش حياتي سياست، اقتصاد و فرهنگ به بالندگي برسيم و ارتباط ارگانيک ميان اين سه حلقه ايجاد کنيم. راهي نداريم به جز آنکه مطبوعات حرفهاي، قوي و مستقل داشته باشيم. رسانه حرفهاي و قوي دردسر آفرين و هزينهبر هم هست. درست به فرزند چموش و در عين حال باهوشي ميماند که اگر نگاه فرزانه و در عين حال صبورانه به آن شود. در نهايت خودش، راهش را پيدا ميکند. بدون ترديد در ايران با آن قدمت تمدني و گذشت 29 سال از انقلاب اسلامي ظرفيت پذيرش چنين فضايي بايد وجود داشته باشد.
به نظر ميرسد قاعده بازي در عرصه سياست (به معناي قدرت) که ما در کشور شاهدش هستيم به مراتب قويتر از قاعده رسانهمداري مااست. به عبارتي هنر حاکميت در مديريت و ادارة تضادها در بخش سياست، کاملا هوشمندانه و حرفهاي است، در حاليکه مشخص نيست چرا ما قادر نيستيم همين رويکرد را در بخش رسانهاي اعمال و تحمل کنيم. درحاليکه اولي تنها نيروهاي سياسي در صحنه را کارآزموده و حرفهاي ميکند و دومي جامعه را .
*این یادداشت با عنوان "علوم ارتباطات؛ این زیبای چشم آبی" در ویژه نامه نوروزی اعتماد به چاب رسیده است
نمايشگاه عكس اندوه بزرگ در فرهنگسرای رسانه
نمایشگاه عکس محمدبا همکاری همشهری و همراهی فرهنگسرای رسانه

نمايشگاه «اندوه بزرگ» با موضوع عاشورا و شيوه هاي عزاداري در اين روز با آثار «محمد توكلي» در محل فرهنگسراي رسانه برگزار مي شود.
در اين نمايشگاه 30 عكس از نحوه عزاداري مردم در شهرستان هاي بيجار و سده اصفهان به نمايش گذاشته شده است. علاقه مندان براي بازديد از اين نمايشگاه مي توانند از چهارم تا 9 اسفند ماه به فرهنگسراي رسانه در ميدان وليعصر ابتداي بلوار كشاورز مراجعه كنند.
سبک خبری فهرست نويسي
فهرست نويسي در اخبار و داستانهاي خبري که بر چندين نکته مهم بايد تاکيد شود به کار ميآيد.اين تکنيک بويژه در اخبار تحقيقي- آماري، داستانهاي مربوط به رويدادهاي دولت از جمله نشستها و ملاقاتها، و حتي گزارش هاي خبري – توصيفي درباره مردم و برنامه هاي جامعه شناسي ( اگر حاوي چندين نکته کليدي هستند) به کار ميايد. اگر ميخواهيد در پيکره داستان و يا پايان آن از فهرست استفاده کنيد مي توانيد با يک ليد حاوي چکيده ماجرا يا يک ليد نرم و در پي آن نات گراف شروع کنيد. به دنبال آن، از نقل قول يا ذکر حقايق صرف يا هر دو براي تکميل ليد استفاده کنيد و سپس نکات کليدي را تا انتهاي داستان آيتم بندي کنيد. گزارشهاي مربوط به تحقيقات پليسي اغلب فهرست را در بخش آغازين داستان ميگنجانند تا روند تحقيقات و يافته ها را طبقهبندي کنند.
فهرستهاي گنجانده شده در آغاز و ميانههاي داستان را به 5 آيتم يا حتي کمتر محدود کنيد. فهرستهاي انتهايي ميتوانند بلندتر باشند. در ساختار فهرست نويسي، جملات موازي شده اغلب، نه لزوما،موثر هستند. هرآيتم بايد در يک پاراگراف مجزا ارائه شود . فهرست نويسي همچنين در داستانهاي مربوط به ملاقاتها به کار ميايد تا اعمال غير مرتبط با ليد را آيتم بندي کند. مي توانيد براي عبور از يک آيتم به آيتم ديگر، از عبارتي مانند در رويدادي ديگر يا عبارات عبوري از اين دست استفاده کنيد در مثال زير از دو سري فهرست استفاده شده است:

يک قاضي در اسپرينگ فيلد روز پنجشنه دستور داد پرونده پيچيده و جنايي دانشگاه ساوت وست ميزوري براي عموم مردم افشا شود.
تريسي باور، سردبير 22 ساله روزنامه دانشگاه ايالتي ساوت وست ميزوري گفت: آقاياني که قانون اساسي را نوشتهاند بايد به خود ببالند.
باور، مسوولان دانشکده را به پنهان کاري در ارائه گزارش جنايت به منظور حفظ وجهه مدرسه متهم کرد. راسل کلارک،قاضي فدرال حکم داد:
× افشا کردن تحقيقات جنايي و گزارش سانحه، خلاف قانون اساسي است
× سوابق پرونده جنايي دانشکده، از قوانين تحقيقات باز ( قابل اطلاع رساني به مردم) منطقه ميزوري مستثني نيست و همچنين مشمول تحقيقات بسته (بدون قابليت اطلاع رساني ) مربوط به نظام آموزش و پرورش نخواهد بود.
کارشناسان قوانين رسانه ها معتقدند اين حکم که سابقه دانشگاه را مخدوش خواهد کرد، همچنين به تشکيل پرونده ديگري عليه مسوولان دانشگاه منجر شود. در نتيجه شهود مشخص شد:
× طنابي که گفته مي شود به ورزشکار قرباني متصل بوده باز نشده و در اين خصوص اتهامي وراد نيست.
× چندين گزارش جنايي ديگر به پليس اسپرنيگ فيلد ارائه نشده است.
× مواد مخدر يافته شده جمع آوري و بدون اطلاع، امحا شده اند.
× پل کين کيد، سخنگوي دانشگاه گفت: هيات رئيسه اين دانشگاه روز جمعه به منظور بررسي مساله گرد هم ميايند.
کلود برژيت ، يو اس اي تودي
روزنامه نگاري نرم: در تعامل یا تقابل با ديپلماسي
ماتئو بائوم استاديار علوم اجتماعي مدرسه جان اف کندي دانشگاه هاروارد در سال 2003 کوشيد با انتشار اين تحقيق و نظريات مشابه ديگرش به همگان ثابت کند که گرايش مخاطبان به نرم خبر و برنامه هاي مبتني بر ژانر روزنامه نگاري نرم که در مواقعي بستري براي رشد روزنامه نگاري انتقادي است ، نه تنها مردم امريکا را از سياست خارجه دولت غافل کرده ، بلکه حتي در پاره اي از موارد در برابر آن قرار داده و توانسته است آن را با شکست مواجه کند.
در يک کلام بائوم بر اين باور است که روزنامه نگاري انتقادي و روزنامه نگاري نرم ، مخاطبان را درخصوص مسائل کلان دولت و ملت بي توجه ، بي اعتماد و بي انگيزه مي کند و اجازه نمي دهد آنها در امور رايج مملکت خود و جهان پيرامونشان مشارکتي فعال داشته باشند. در اين که بائوم حامي رسانه هاي جريان حاکم و سياست خارجه دولت امريکاست و تلاش مي کند تا مبلغ نوعي از اطلاع رساني کاناليزه شده از طريق مجاري خاص خبري به مخاطبان باشد شکي نيست. با اين همه ، هر چقدر انتقادهاي او از روزنامه نگاري انتقادي که مي تواند سياست خارجه امريکا يا هر دولت ديگري را به چالش بکشد، قابل بحث و تامل و در پاره اي موارد بدون ترديد مردود است ؛ انتقادهاي او از روزنامه نگاري نرم که سوق دهنده افکار عمومي به دور شدن از امور رايج مملکت يا جهان پيرامون آنهاست تا حد زيادي به جا و قابل تامل است. خانم خرازي را ببينيد
|
|

پرفسور كاظم معتمد نژاد
پرفسور مجيد
تهرانيان
پرفسور يحيي كمالي
پور
دكتر فريدون وردي نژاد
دكتر يونس شكر
خواه
دكتر محمد سلطاني
فر
دکتر حسن نمکدوست
دكتر علي
اصغر محكي
دكتر حسام
الدين آشنا
دكتر
عليرضا شاه محمدي
دكتر
ابتسام رضوي ديناني
دكتر حميد ضيايي
پرور
دكتر اميد مسعودي
دكتر
مسعود كوثري
مازيار ناظمي
اخبار ارتباطات
علوم ارتباطات
ايران
Media-Beat
پرانتز
Cyber-cafe
webphoto
ارتباطات دات
كام
روزنامه نگار نو
فاوا
خبرنويس
مداد سياه
ارتباط گران
ارتباطات ميان فرهنگي
دريچه اي بسوي
ارتباطات
نوشتن سرنوشت من است
خبرنگار؛ خبري -
تحليلي
دانش ارتباطات
راه
ارتباطات
عصر رسانه
روزانه
پاتوق
افق
چاپار
راوي
نويسه
تارنوشت
عصر
سايبري
ژورنال تبليغات
در
مورد تبليغات
چهار راه
تبليغات
ترجمه مطبوعاتي
گرافيك
مطبوعاتي
comm- sciences
ارتباطات اجتماعي
خبر
تلويزيوني
ارتباطات
ويراست اوّل
Topnews
نشانه
مطالعات سايبر
من و مقاله
هايم
جامعه
اطلاعاتي
همشهري آنلاين
ايسنا، ارتباطات
ايسنا،وبلاگ ها
جام جم آنلاين
ايرنا، ارتباطات
دانشكده خبر
مركز رسانه ها
پژوهش
وسنجش
ارتباطات: قوانين و اسناد
magiran
Global Media Journal
journalism.org
Media
& Tech
MediaBB
Press on line
Media
Café
webmedia
Poynter Online
CyberJournalist.net
News
Directory
The Invisible Web
Mindy McAdams
E-P-R-S-O-F-T
دكتر داود
زارعيان
انجمن روابط عمومي ايران
روابط عمومي
در مطبوعات
روابط عمومي كاربردي
انجمن
روابط عمومي قم
وبلاگ جمعي روابط عمومي
هنر
هشتم [هاشمي]
هنر هشتم
[كاكاوند]
صفر
مردم
داري
پنجره
برنامه ريزي روابط عمومي
پيوند
حرفه
روابط عمومي
كارگزاران روابط عمومي
خاطرات روابط عمومي
روابط
عمومي
روابط
عمومي ايراني
روابط عمومي و رسانه
سايبر آباد
تحقيقات روابط عمومي
|