January 03, 2006
دوست داشتيد جاي اين خانم خبرنگار بوديد؟!
چاه هاي تانبريچ – يك مصاحبه آموزشي . موضوع چيست؟ مردي پا به سن گذاشته، گوش سنگين، ساكن قديمي شهر ، به نام آلفرد كرانول در معرض سوالات خانمي از بي بي سي قرار گرفته است. اين مرد علاوه بر سنگيني گوش گويا تا اندازه اي هم از روي عمد تصميم مي گيرد سر به سر خبرنگار بگذارد.اين مصاحبه در بخش آموزشي راديويي بي بي سي از آن استفاده مي شود.از خودتان بپرسيد كه مصاحبه گر چه چيزي را غلط انجام مي دهد و چگونه خانم مصاحبه گر مي توانسته از چنين آشفته بازاري اجتناب كند؟ خبرنگار: قشنگ ترين چيز درباره تانبريج ولز چيست؟ كرانول : چي، چي؟ خبرنگار: قشنگ ترين چيز درباره تانبريج ولز چيست؟ كرانول: نمي دانم خبرنگار: هيچ چيز قشنگي درباره آن نمي دانيد؟ كرانول: نه خبرنگار: اصلا هيچ چيز؟ كرانول : نه. من درباره تانبريج ولز هيچ چيز نمي دانم. خبرنگار: اما آنجا بايد محلي سلامت آور باشد. كرانول: هوم؟ خبرنگار : بايد محلي سلامت آور باشد. كرانول : اوه جاي سلامت آوري است، شما مي توانيد برگرديد به قرن پانزدهم، شانزدهم، نمي دانم؟ خبرنگار: بله، من ... كرانول : شايد بلد نيستيد؟ خبرنگار: اوه، چرا، بلدم، اما در هر حال بايد جاي سلامت آوري براي شما باشد كه در اين سن اين قدر فوق العاده هستيد. كرانول: خب، چرا نبايد فوق العاده به نظر برسم ؟ خبرنگار: هوم، خب، ا، من مي دانم اين ناشي از روحيه است. كرانول: هوم؟ خبرنگار: ناشي از روحيه است. كرانول: روح...؟ خبرنگار: ناشي از روحيه خودتان است. كرانول : من نمي دانم شما از من مي خواهيد چه بگويم، اما اگر بتوانم چيزي براي خوشحال كردن شما بگويم خواهم گفت. خبرنگار: هر چه شما بگوييد مرا شادمان مي كند. كرانول: هوم؟ خبرنگار: هر چه شما بگوييد مرا شادمان مي كند. من از شما مي خواهم چيزي درباره زندگي در تانبريج ولز بگوييد. كرانول: خب من نمي توانم بگويم . من در تانبريج ولز زندگي مي كنم. اين تمام چيزي است كه مي توانم درباره تانبريج ولز به شما بگويم.







