January 17, 2006
نامه يك خبرنگار به رئيس جمهور
آقاي دهباشي مستند ساز بين المللي نامه اي به آقاي رئيس جمهور نوشته و نسبت به صدور دستور لغو تعطيلي دفتر سي ان ان در تهران، اعتراض و گلايه كرده است. دهباشي اين نامه را براي من ايميل زده است. تصميم گرفتم آن را روي وبلاگ بگذارم و البته چند خطي هم نظر خودم را در انتها آورده ام. بخوانيد! بسيار متاسفم ،آقاي رئيس جمهور! آقاي رئيس جمهور , وساطت شما براي لغو دستور تعطيلي موقت دفتر شبكه «سي.ان.ان» در تهران , فرصتي كم نظير براي كسب مجوز فعاليت خبرنگاران ايراني در آمريكا را از بين برد ، اين فرصت سوزي نابهنگام باعث تاسف من و همكارانم از اقدام عجولانه و ساده دلانه شما گرديد! اما چرا؟ 1-چرا من؟ نمي دانم مي دانيد يا نه كه تا امروز كليه خبرنگاران صدا و سيما در سالهاي پس از انقلاب در كشور آمريكا تنها به عنوان نماينده خبري در مقر سازمان ملل اجازه ورود داشته و هرگز مجوز خروج از محدوده 17 مايلي نيويورك و عزيمت به ساير نقاط آمريكا را نداشته اند . شايد به جز موارد بسيار معدودي از جمله سفر 20 سال قبل آقاي نادر طالب زاده به آمريكا – كه با استفاده از ويزاي توريستي و با موانع و محدوديت هاي بسيار انجام شد ، شايد من اولين خبرنگار صدا و سيما در 27 سال گذشته بودم كه حدود سه سال قبل توانستم به واسطه دعوت كننده معتبرم كه نهادي وابسته به دانشگاه پرينستون بود , رواديد ايالات متحده را دريافت و تنها تا لب مرز ورودي آن كشور عزيمت نمايم! آن حادثه را يادتان مي آيد؟ آن روز من نه به عنوان خودم بلكه به عنوان يك روزنامه نگار ايراني يا بهتر بگويم به عنوان" چشم مردم مظلوم ايران". بي هيچ دليلي و_ در حاليكه پيشتر كارت خبرنگاري ام توسط وزارت خارجه امريكا صادر شده بود _سخت تحقير شدم. مي دانيد چگونه؟ پس از 10 ساعت بازداشت , بازجويي و بازرسي و گرسنگي با چنان تحقيري از فرودگاه دالس شهر واشنگتن بر گردانده شدم كه خاطره آن هنوز آزارم ميدهد به خود مي گويم .شايد شما هم اگر شما هم مانند من روزگاري با دست و پايي زنجير شده تا پاي صندلي هواپيما بدرقه امروز از اينكه رئيس جمهوركشورتان شخصا وساطت رسانه اي آمريكايي را بكند ، كمي ناراحت مي شديد! 2-چرا همكارانم؟ امسال البته توانستم كه براي شركت در مجمع عمومي در مقر سازمان ملل به نيويورك بروم ، براي من و در يك ماموريت خبزي مشخص كوتاه مدت البته ميمان نوازي نوبت قبل تكرار نشد ، اما ديدن آنچه بر دوست عزيزمان مرتضي قرقي - تنها نماينده صدا و سيما در مقر سازمان ملل- مي گذرد و شنيدن آنچه پيشتر بر بيژن نوباوه رفته بود , بيشتر از آن بود كه بشود با لفظ " تاسف انگيز " از آن نام برد. آخردر كشور مدعي "جريان آزاد اطلاعات "همكاران من در نيويورك از حداقل تسهيلات و مجوزهاي خبرنگاري بي بهره اند. مي دانيد تا چه حد؟ آنها نه فقط اجاره سفر به خارج از آن شهر را ندارند ، كه حتي در داخل همين شهر هم به جز محدوده داخلي ساختمان مقر سازمان ملل اجازه هيچ گونه تصوير برداري ندارند.تا آنجا كه كه همين گزارش هاي كوتاه آنها از خيابان جنب دفتر كارشان --كه همواره پنهاني و در استتار كاميون يا ديواري انجام مي شود- ، بارها باعث مواجهه پليس آمريكا و تهديدشان به اخراج بوده است. مرتضي قرقي و پيش از او ديگران و ديگران نه تنها كارت خبرنگاري معتبري ندارند كه حتي ويزايشان تعمدا با كد "سي" كه مختص سفر كوتاه مدت خدمه كشتي ها و هواپيما ها است صادر شده و بنا براين از حق داشتن هرگونه كارت اعتباري ، اجاره خانه وياخريد تلفن همراه بي بهره اند. و بالاخره آنكه- به واسطه قوانين تحريم آمريكا عليه كشور ما - حتي واريز حقوق و هزينه هاي كار و زندگي ايشان از طريق ايران قانونا جرم محسوب مي شود.! يادم باشد كه به دوستانم بگويم شايد اگر آنها هم جنس به اصطلاح دوم بودند يا مانند برخي تابعيت دوگانه داشتند و يا قدري از ناحيه غيرت مديرانشان در مام ميهن شانس مي آوردند، لابد حالا آنها هم مورد وساطت رئيس جمهور آمريكا قرار مي گرفتند. 3- چرا شبكه سي ان ان؟ راستش شخصا ، به عنوان يك مستد ساز بين المللي و در عالم صنفي و كاري از خانم كريستين امان پور، به عنوان خبرنگاري پر كار و حرفه اي گله اي ندارم كه هيچ ، حتي خاطره چند بار معرفت او- يك بار در جنگ بوسني و بار ديگر در جنوب لبنان – برايم عبرت آموز و درسي اخلاقي بوده است .اما قضاوت من، به عنوان يك ايراني نسبت به او به عنوان نماينده يك رسانه آمريكايي/ صهيونيستي البته كمي فرق مي كند وقتي كه مي بينم در حاليكه از حدود 4 سال قبل براي ساخت مستند "سفر انقلابي"(و در آن موقع نيز به خاطر تحريف سخنان مصاحبه شوندگان ايراني) ممنوع الورود به ايران بوده ، اكنون نيز حتي در مصاحبه اختصاصي وي با رئيس جمهور كشورم - كه شما باشيد- آنهم در محل دفتر نمايندگي ايران در سازمان ملل، نه تنها رعايت حداقل حجاب متعارف و پروتكلي ما را نمي كند ، كه حتي در سفر بعدي اش به ايران افتخار همراهي شما را يافته و در عوض در ترجمه سخنان شما – كه مسئوليت آن به هر حال با ايشان است - چنان خطايي را انجام مي دهد كه مي تواند بيشتر از آنچه به نظر مي رسد ، تحريك آميز باشد. آقاي رئيس جمهور , آيا عذر خواهي بعدي سي ان ان را در پس اين اشتباه ديده ايد ، و بگذاريد كه من برايتان بگويم كه آن خطاي عجيب در ترجمه يك مصاحبه با پخش مستقيم ، هرگز با يك توضيح بسيار كوتاه مجري در فرداي آن روز – آنهم پس از يك مناظره 25 دقيقه اي ضد ايراني كارشناسان آمريكايي- جبران نمي شود. آقاي رئيس جمهور , بهتر نبود حالا كه شبكه سي ان ان كار را تا اين پايه رسانده , حداقل شرط فعاليت رسانه هاي آمريكايي در ايران را تامين فرصت برابر صدور رواديد براي خبرنگاران ايراني و مجوز فعاليت دفاتر رسانه هاي خودمان - به ويژه صدا و سيما - در خاك آمريكا قرار مي داديد؟ راستي چرا شما هم به مانند پيشينيان خود به خبرنگاران آمريكايي اجازه شركت در مصاحبه هاي عمومي و حتي وقت مصاحبه هاي اختصاصي مي دهيد در حاليكه خبرنگاران ايراني در تمام اين سالها از فرصتي برابر- براي نه فقط مصاحبه با مقامات آمريكايي كه حتي تهيه گزارشي ساده در آن كشور - محروم بوده اند؛ باز هم متاسفم. حسين دهباشي(مستند ساز بين المللي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران) نگاه من : آقاي دهباشي عزيز از خواندن نامه ات متاثر شدم. متاسفانه توهين به ايراني ها در امريكا از ديپلمات گرفته تا خبرنگار تا ورزشكار و حتي شهروندان معمولي ايراني، چيز تازه اي نيست.و يادآوري آن قلب هر انسان وطن دوستي را جريحه دار مي كند.و تاسف بر انگيز است. حال اگر ما يك كشور تو سري خورده اي در مقابل آمريكا بوديم مي گفتيم: حقمان است؛ چشممان كور، دندمان نرم! اما متاسفانه ادعاي مبارزه با آمريكا هم داريم و برخي تحقير ها را هم به راحتي تحمل مي كنيم. اين از اين؛ اما دهباشي عزيزِ! در مورد اخير فكر مي كنم تو كمي عجولانه نامه ات را نوشته اي.به نظر من دستور رئيس جمهور، براي لغو تعطيلي دفتر سي ان ان، تصميمي واقع بينانه بود. من قبول دارم كه تاثير اوليه پيام آنهم در يك برنامه پخش مستقيم هيچگاه با تكذيب هاي ثانويه به راحتي از ذهن مخاطب پاك شدني نيست، اما قبول كن كه هر رسانه اي (به دروغ يا راست) مي تواند در يك ترجمه همزمان و پخش مستقيم به اشتباه بيفتد. و حتي اگر موضوع را يك حركت حساب شده و تخريبي از سوي سي ان ان تلقي كنيم، حل معضلي كه تو به آن اشاره كرده اي ( يعني رفع مشكل خبرنگاران ايراني در امريكا) در چنين مقطعي و با چنين بهانه اي آن هم تنها با تحريم دفتر يك رسانه (اگر چه آن رسانه سي ان ان باشد) معقول و منطقي نيست. بلكه بايد حتما و لزوما براي آن يك تصميم اصولي، پايدار و مبتني بر حل معضل گرفت.







