March 12, 2006
روزنامه نگارى خلاصه همه شغل ها
مصطفى قوانلو قاجار : افتتاح اولين كافه روزنامه نگاران اصلاً تعجب برانگيز نيست. يك زوج روزنامه نگار تصميم گرفته اند كه تا مدتى كار روزنامه نگارى را رها كنند و به كافه دارى بپردازند. روزنامه نگاران هم مثل ديگر اعضاى اجتماع حق دارند تغيير شغل دهند و به آينده شان فكر كنند. فريدون صديقى مدرس روزنامه نگارى مثال هاى خوبى دارد. «اوايل انقلاب بود. آقاى مهندس ميرحسين موسوى سردبير روزنامه جمهورى اسلامى بود كه به روزنامه كيهان سر مى زد، آقاى ميرحسين موسوى نخست وزير شد. همراه ايشان گاه و بى گاه كسى مى آمد كه به گمانم مسئول فنى روزنامه جمهورى اسلامى بود. ايشان آقاى غلامرضا آقازاده بود كه كارهاى ادارى و اجرايى روزنامه را انجام مى داد، ايشان بعدها وزير شدند. بعد آقاى خاتمى آمدند. آقاى خاتمى از هامبورگ آمدند و سرپرست كيهان شدند. بعداً وزير و سپس رئيس جمهور شدند.» روزنامه نگار قديمى كيهان به طرف ديگر ماجرا هم نگاه مى كند. يعنى كسانى كه از دنياى سياست وارد روزنامه نگارى شدند. صديقى به شرق مى گويد: «آقاى غلامحسين كرباسچى و عبدالله نورى از دنياى سياست به روزنامه نگارى آمدند و با روزنامه نگارى كار خود را پايان دادند. آقاى دكتر ابراهيم يزدى وزير امور خارجه بود و سپس سرپرست كيهان شد و اكنون آقاى مهدى كروبى از گريزگاه سياست، روزنامه اعتماد ملى را تاسيس كرده است.» فريدون صديقى به ظرفيت هاى هنرى روزنامه نگارى اشاره مى كند و مى گويد: از هم نسل هاى من آقاى بيژن امكانيان بازيگر و رسول صدرعاملى كارگردان شد.بنابراين هنگامى كه يك روزنامه نگار صاحب كافه مى شود اصلاً تعجب نمى كنم. اين حرفه اينقدر شوق انگيز و اشتها آور است كه بسيارى را به دنياى روزنامه نگارى مى كشاند. اما صديقى نگران و اميدوار است كه اولين كافه روزنامه نگاران، پاتوق ژورناليست هاى بيكار نشود...اينجا [آقا مصطفي، گزارش خواندني و خوبي از كافه تيتر براي شرق نوشته است. در عين حال لازم است يك اصلاحيه كوچلو درباره خودم بر اين مطلب بنويسم و آن، اينكه من مدير انتشارات "روزنه" نيستم هر چند آقاي عليرضا بهشتي مدير انتشارات روزنه را خيلي دوست دارم.من مدير انتشارات ثانيه هستم.البته اين اشتباه كوچك، چيزي از ارزش هاي گزارش خوب مصطفي كم نمي كند.]







