April 18, 2006
تفنگ چخوف
اقاي هاشمي، سردبير محترم وبلاگ هنر هشتم، در كامنت مطلب « رابطه معكوس؛ فراواني مخاطب و حجم خبر» سوالي درباره ايجاز مطرح كرده اند، كه به آن پاسخ داده ام:آقاي هاشمي عزيز،در مورد سوالي كه فرموديد، بايد بگويم: ايجاز به معناي آن نيست كه مطالب روزنامه بايد لزوما همه كوتاه باشد.مثلا ما نمي توانيم براي رعايت ايجاز از روزنامه نگاران يا مديران تحريريه بخواهيم كه صفحه روزنامه را به جاي آنكه با 4 خبر پر كنند، با 15 خبر پر كنند. 
متاسفانه اكثر ما اين اشتباه را از واژه ايجاز برداشت مي كنيم. بعضي مواقع من از دانشجويي سوال مي كنم: ايجاز يعني چه؟ مي گويد: « يعني خلاصه نويسي» درحاليكه به يك عبارت معناي آن، خلاصه نويسي هم نيست! حالا سوال اين است: « پس ايجاز چيست؟» رعايت ايجاز، يعني:« نوشتن آنچه كه اگر ننويسيم، بخشي از پيام به مخاطب منتقل نخواهد شد. و ننوشتن آنچه كه اگر بنويسيم، چيزي به مفهوم پيام اضافه نخواهد شد.» به عبارت ديگر يعني تفنگ «چخوف». آنتوان چخوف نمايشنامه نويس معروف روسيه مي گويد: « اگر من تفنگي را در صحنه اي از تاتر بر ديوار بياويزم، حتما آنرا در صحنه اي ديگر شليك خواهم كرد.» اين نگاه براي رسانه هم پر معنا است. اين يعني اينكه هيچ چيز دكور نيست. در روزنامه و كلا رسانه هم ما به عنوان خبرنگار، نويسنده، دبير و سردبير نبايد اجازه دهيم كلمات و جملات و پاراگراف هاي اضافي به نوشته ها راه پيدا كنند. با اين توضيحات، اكنون اگر ما احساس كرديم براي انتقال يك پيام لازم است كه يك چهارم صفحه روزنامه را سياه كنيم، ترديد نكنيد كه بايد اينكار را بكنيم.
و سرانجام مي توان نظر نوشت ؛ الحمدلله! به عنوان يك دانشجو و شاگرد يكي از كلاس هاي شما بگذاريد بر اين عقيده باشم كه قياس ِ ايجاز در خبر با ايجاز در دنياي ادبيات و آوردن مثال چخوف ، مع الفارق به نظر مي رسد. در ادبيات ، فارغ از تكنيك ، ذوق هنري ِ فردي و جوشيدن خلاقيت هاي توصيفي عامل مهم تري محسوب مي شود. در داستان ، محدوديت هايي مثل محل قرار گيري و تعداد حروف و تكنيك هاي جبري ِ دستوري و ارزش هاي مختلف ِ كليشه اي مثل كه ، چه ، كجا ، چرا و... ديده نمي شود. منظور از كليشه اي بودن ؛ معناي لغوي ِ اين واژه است. از پيش تعيين شدن ِ بعضي اصول در داستان هم هست مثل ستون هاي نامرئي اما حياتي ِ يك ساختمان كه بايد باشد اما به گُل درشتي ِ تكنيك هاي خبري نيست. هدف از اجراي ايجاز در داستان با ايجاز در خبر فرق مي كند. تفنگ چخوف مي تواند در جنگل گشت بزند و شاخه هاي درختان را نشانه بگيرد و تيرهاي خيالي شليك كند و عمل اش با ايجاز توصيف شود اما ايجاز خبر فقط لحظه ي شليك را دوست دارد و افتادن هدف بر روي زمين و كشته يا زخمي شدن اش و ساعت وقوع واقعه
Posted by: سياوش at April 19, 2006 02:21 AM
اين درست كه هدف ِ هر دو يكي ست اما به نظر من كيفيت ِ رسيدن به اين دو هدف ، دو شيوه ي متفاوت مي طلبد
Posted by: سياوش at April 19, 2006 02:25 AM
متشكرم آقا سياوش . استفاده كردم
Posted by: احمد توكلي at April 19, 2006 08:00 AM
از لطف جناب عالي در روشن نمودن موضوع براي اين شاگرد كوچكتان سپاسگزارم
Posted by: هنر هشتم at April 19, 2006 08:38 AM
استاد سلام عرض می کنم. حقیر در این ماهها که با سایت شما آشنا شدم بسیار آموختم و به همکاران و دوستانم نیز گفتم. در باره جمله ای که از چخوف مثال زدید نکته ای به نظرم رسید. من هم در سال های دانشجویی ( من تئاتر خواندم )این جمله را خوانده بودم. به نظرم می رسد که می توان تکلمه ای بر آن زد. بدین معنا که حتما نباید آن اسلحه در صحنه بعد شلیک شود. می توان بدون شلیک و بدون برداشتن از روی دیوار از آن استفاده کرد. القای قدرت یا ترس به دیگری. در عین حال با نظر سیاوش موافقم که کاربردها بسیار متفاوت است و بسیار دشوار اما نشدنی نیست. از شما تقاضایی هم داشتم.کمی بنده را در باره استفاده تصویر در لید راهنمایی کنید
ارادتمند
اکبر منتجبی
Posted by: اکبر منتجبی at April 19, 2006 12:32 PM
سلام دكتر. من به دنياي بيرون برگشتم. امروز سايتتون رو ديدم و بسيار خوشحال شدم. از خوانندگان هميشگي شما خواهم بود.
Posted by: ساقي لقايي at April 19, 2006 01:06 PM







