May 24, 2006
يونس 50 ساله شد؛هورا
سيد فريد قاسمي،دوست عزيزم، محقق كم نظير مطبوعات ايران، يادداشتي براي 50 سالگي يونس دوست داشتني نوشته است.اين هم يادداشت: در آستانه آغاز ۵۰سالگى دوست بسيار عزيزى هستيم كه ۳۰ سال است مى گويد: «بيست سالمه». دكتر يونس شكرخواه را مى گويم. همه به جايگاه علمى اش وقوف دارند. بر سر آن نيستم از تحصيلاتش، كتاب هايش، مقالاتش، شاگردانش، پيشگامى هايش و آنچه كه ديگران مطلع هستند نكته اى را يادآور شوم. بل مى خواهم به خصلت هاى فردى و معرفتى او بپردازم، با وجود همه تفاوت هايمان. او شرقى است و من غربى (مرادم شرق و غرب كشور است)، او خلوت گزين با مولوى و من حافظ خوان، او ريشو و من بى ريش، او استقلالى و من پرسپوليسى، او آينده شناس و من گذشته پژوه، او را با فانى و باقى كارى نيست و من در پى هر دو... و ده ها تفاوت ديگر كه هيچ يك از اين تفاوت ها پس از سال ها، نه تنها كوچك ترين خدشه اى به دوستى برادر وارمان وارد نياورد بل اسباب مزاح و خنده و كركرى را گرم كرد و به يك روح در دو بدن تعبير شديم. هميشه و همواره گفتار و رفتار يكسان ما حيرت اطرافيان را برانگيخت و نفاق افكنان حرفه اى را مايوس ساخت. دكتر يونس از نوادرى است كه فقط با عمق دوستى درمى يابيم پشت عينك و ريش انبوهش دنيايى از صفا و صميميت و خلوص و انسانيت نهفته است. معناى وارستگى را بايد با او فهميد. در اندوه ديروز و فردا نيست.ادامه...
[پ.ن: من عكس حال حاضر يونس را پيدا نكردم. اين همان عكس 30 سال پيش دكتر است، كه آقا سيد به آن اشاره كرده است!]







