May 30, 2006
به امید یک روز دیگر
کمی شکستهتر از عکسی که در وبلاگش گذاشته به نظر میرسد، همان عکسی که به نظر خودش هم کمی اخمو افتاده. پیراهنی سفید با راهراههای عمودی بنفش به تن دارد و کت و شلواری مشکی با چهارخانههای باریک و کمرنگِ خاکستری که از دور دیده نمیشود. انگشتر عقیق کوچکی هم به دست راست دارد. دقیقههای پیش از او مثل هر پنجشنبه معمولی دیگری بود که میتوانست به سادگی کسالتبار باشد. آنقدر که حتی طعم یک فنجان قهوه ترک با زبری دانههای قهوهای که زیر زبان میروند هم تغییری در آن ندهد. [ اينجا]
گزارشی از پنجره امروز[ محمد آقازاده]







