June 13, 2006
درسي براي گزارش نويسي
رودن Rodin مجسمه ساز بزرگ فرانسه تازه ساختمان مجسمه هونوره دوبالزاك را به اتمام رسانده بود. اين مجسمه جامه فراخي با آستين هاي گشاد و بلند بتن داشت و دست هايي كه بروي سينه تا شده بود.
رودن وقتي كار مجسمه را تمام كرد چند قدم به عقب رفت و با چهره خسته ولي شاد با كمال خرسندي به شاهكار خود نگاه كرد. مانند عموم هنرمندان ميل داشت يك نفر در اين لذت با او سهيم شود. با وجود اينكه ساعت چهار بعد از نيمه شب بود دويد و يكي از شاگردان خود را از خواب بيدار كرد. استاد در جلو مي رفت و با احساسات برانگيخته مراقب سيماي شاگرد خود شد تا ببيند ديدن اين مجسمه چه اثر در او مي بخشد. چشم شاگرد بتدريج گشت و گشت تا روي دست هاي مجسمه ثابت ماند. پس از لحظه اي فرياد كشيد:« عجب دست هايي .... شگفت آور است!» سپس روي به استاد كرد و گفت: « استاد من درعمر خود دستهايي به اين زيبايي و كمال نديده ام.»
قيافه رودن تاريك و گرفته شد. چند دقيقه بعد دوباره از كارگاه بيرون رفت و با شاگرد ديگري بازگشت. سليقه اين شاگرد نيز همين بود. مضطرب و ديوانه وار از كارگاه بيرون رفت و با شاگرد سوم بازگشت. او نيزبا تواضع رو به استاد گفت:« اگر شما هيچ اثر ديگر از خود باقي نمي گذاشتيد اين دست ها نام شما را در تاريخ بشر ابدي مي كرد. اين حرف تاثير عجيبي در «رودن» كرد. او با قيافه ترسناكي نالان و غران به گوشه كارگاه دويد و از آنجا تبري برداشت و به سمت مجسمه بازگشت و در حاليكه شاگردانش سعي در جلوگيري از كار او داشتند با يك ضربت دستهاي زيباي مجسمه را از بدن جدا كرد.
سپس با چشمان برافروخته به شاگردان خود كه مبهوت و متحير در گوشه اي ايستاده بودند نگريست و گفت: « احمقها من مجبور بودم اين دستها را خورد كنم چون جان و روح مخصوص به خودي داشتند و به قسمتهاي ديگر اين مجسمه تعلق نمي يافت و در تركيب آن نقص ايجاد مي كردند. بايد اين نكته را خوب به حافظه سپرد: هيچ يك از قسمتهاي يك اثر نبايد مهمتر از تمام و مجموع آن باشد.»
بله، در گزارش نويسي هم ما بايد به فلسفه اي كه « رودن» به آن معتقد بود، ايمان داشته باشيم:« هيچ يك از قسمتهاي يك اثر نبايد مهمتر از تمام و مجموع آن باشد.» شما كه مخالف نيستيد؟
[ فن نمايشنامه نويسي ، لاجوس اگري ، ترجمه دكتر مهدي فروغ ، انتشارات نگاه،چاپ سوم 1367 ص 48 و 49 با كمي تلخيص ]
جام جهاني ؛ سولانا و ارتباطات اجتماعي
مي خواستم يادداشتي بنويسم كه اروپايي ها جقدر به تكنيك ها و نظريات ارتباطات اجتماعي احاطه دارند و چه قدر ظريف از آنها استفاده مي كنند. چقدر سياست مداران آنها به اين مسائل حساسند و چه مشاوران قوي و قدري در اين زمينه دارند ؛
حالا چرا اينقدر دارم پاچه خواري آنها را مي كنم ؟ دليش همين بسته اي بود كه سولانا آورد به تهران. چه به موقع اين كار را كرد و ما چه برداشت هايي از تاخير آنها داشتيم و صداو سيمايمان چقدر آدرس هاي اشتباهي بهمان داد.
جام جهاني نزديك بود و همه مي داننستد افكار عمومي به اين سمت خواهد رفت . آنها مي دانستد كه ايراني ها در باره انرژي هسته اي چه حرف هايي به افكار عمومي زده اند و چه قدر مساله حيثيتي شده است. اروپايي ها اين ها را مي دانستند كه تلويزيون ايران دارد همه مردم را دانشمند هستهاي مي كند و...
آنقدر جلسه هاي هماهنگي شان را عقب انداختند آنقدر با هم بحث كردند كه جام جهاني فررا رسيد سولانا آماده پرواز شد و به تهران آمد.
فضاي ارتباطي براي پذيزش بسته سولانا آماده بود چون مردم دانشمند ايراني در زمينه هسته اي الان سرشان گرم علي دايي و ميرزا پور و سن بازيكنان است.
نمي دانم سياست مداران ايراني پيشنهاد هاي اروپا را خواهند پذيرفت يا نه اما مطئنم كه اروپايي ها براي ارسال بسته شان به ايران به تكنيك ها و نظريه هاي ارتباطي توجهي ويژه داشتند.
مي خواستم اين موضوع را دست مايه يادداشتي براي روزنامه بكنم اما ...
كجا چاپش مي كردم ؟
Posted by: Aidin at June 13, 2006 06:29 PM
آموزش شيوه هاي نوين تبليغات
http://www.geocities.com/advercross/AD.htm
Posted by: شيوه هاي نوين تبليغات at June 25, 2006 11:38 AM
آموزش شيوه هاي نوين تبليغات
http://www.geocities.com/advercross/AD.htm
Posted by: شيوه هاي نوين تبليغات at June 25, 2006 11:39 AM
Cool stuff. Keep up the good work. international chair is always white circle opponents can rape gnome, opponents can rape gnome
Posted by: profound boy increase or not at June 28, 2006 01:22 PM
Very nice. I hope you'll update very soon. collective is feature of good soldier
Posted by: profound girl give or not at June 28, 2006 03:16 PM







