December 23, 2005
آخر شم خبري
گابريل گارسيا ماركز بعد از آنكه جايزه نوبل را گرفت، وقتي در مادريد از هتلش خارج مي شد، خبرنگار جواني خودش را به او رساند و تقاضاي مصاحبه كرد. گابو(ماركز) كه از مصاحبه خوشش نمي آيد از او دعوت كرد آن روز را با او و همسرش بگذراند.گابو مي گويد: « او تمام روز با ما بود. خريد كرديم، همسرم چانه زد، ناهار خورديم، قدم زديم، صحبت كرديم؛ همه جا همراه ما آمد » وقتي به هتل برگشتيم و هنگامي كه مي خواستم از او خداحافظي كنم، آن خانم پرسيد حالا كي به من وقت مصاحبه مي دهي؟ به اوگفتم بايد شغلش را عوض كند .او داستان كامل را در اختيار داشت؛ گزارش توي دستش بود. برداشت سوم : روياي نوشتن، سه روز با گابو، ترجمه مژده دقيقي، انتشارات جهان كتاب







