January 22, 2006
وبلاگ هاي لعنتي(1)
شما «شيما شهرابي» را مي شناسيد؟ نه؟! جوان، پرجنب و جوش، خبرنگار سوژه هاي متهورانه در هفته نامه چلچراغ، دانشجوي ترم آخر روزنامه نگاري دانشگاه آزاد، واحد تهران مركز.( البته اگر من از درس مقاله نويسي نيندازمش . ترم گذشته كه با من درس گزارش نويسي داشت مقاله سر كلاس مي آورد و اين ترم به جاي مقاله، گزارش.) در اين ترم هر هفته شماره جديد مجله را برايم مي آورد. به طوري كه احتمالا مثل اين قرص ها – ببخشيد اسمش چيست؟ اكس! بله، نزديك است ما معتاد چلچراغ شويم. هنگام امتحان سه شماره آخر را به من داد : شماره 180 ، 81 و 2 . همينطور كه «رو جلدها» را نگاه مي كردم يهو چشمم به يك تيتر افتاد به قول خود چلچراغي ها خفن؛ آن هم از نوع ويژه: « من از اين وبلاگ هاي لعنتي متنفرم» ما كه حقيقتش تازه خودمان را به جمع جماعت وبلاگ نويس ها اضافه كرده ايم! اول خيلي كنجكاو و بعد از خواندن هم خيلي عصباني شديم. مخصوصا كه نويسنده آن يك نويسنده خوش قلم به نام «بزرگمهر شرف الدين» است و با مقاله اش به صغير و كبير رحم نكرده و بي انصاف يك استثناء - حتي براي « رو در رو » هم قائل نشده است! من از خانم شهرابي خواهش كردم اين مقاله را برايم ايميل كند تا براي همه وبلاگ نويساني كه آن را نخوانده اند منتشر كنم تا بخوانند و همگي يكباره به او حمله كنيم . گفت: خيالتان راحت انقدر نامه و ايميل در اعتراض به اين مقاله به چلچراغ رسيده كه حد و حساب ندارد. و بزرگمهر قرار است اين هفته به همه آنها جواب دهد.با اين حال از او خواهش كردم كه مقاله را ايميل كند.[ اگر فرستاد كه مقاله را روي وب خواهم گذاشت.اين مطلب احتمالا ادامه دارد]
Great work!
Posted by: Carl at August 11, 2006 06:05 PM
Good design!
Posted by: Candice at August 11, 2006 06:13 PM
Good design!
Posted by: Karen at August 16, 2006 02:32 AM







