January 22, 2006
وبلاگ هاي لعنتي(2)
شما بزرگمهر شرف الدين را مي شناسيد؟ احتمالا؟! اما خيلي از نسل سومي هاي اهل مطبوعات او را مي شناسند. جوان، خوش قلم، خوش ذوق و يك جوان درست حسابي با سواد رسانه اي بالا و زباندان. در همين وبلاگ شما با دستپخت او با عنوان « تيتر حرفه اي يا تيتر دو پهلو» آشنا شده ايد. از ژنرال ها و چراغ هاي اصلي چلچراغ است. نوشته هايش امروزي و پرخواننده است. بزرگمهر در يك حمله انتحاري به وبلاگ نويس ها، مقاله اي نوشته است با عنوان « من از وبلاگ ها، اين وبلاگ هاي لعنتي متنفرم». مقاله خوبي است، انصافا جاي تامل دارد. با آن قلم شيوا و مقدمه خوبش؛ آقاي شرف الدين لذت بردم. بزرگمهر در اين مقاله وبلاگ ها را به چند دسته تقسيم كرده است: 1. وبلاگ نويس هايي كه مي نويسند تا خود را به نمايش بگذارند. 2. وبلاگ نويس هايي كه از عدم توجه ديگران به خود رنج مي برند. 3. وبلاگ نويس هايي كه واقعا اين توهم را دارند كه جهان تشنه شنيدن نظرات گهربار آنهاست. 4. وبلاگ نويس هايي كه آدم هاي حرافي هستند و نمي توانند دهانشان را ببندند. 5. وبلاگ نويس هايي كه جارچي هستند، آنها صبح تا شب در خيابان هاي اينترنت چرخ مي زنند و اخبار مهم را فرياد مي كشند. 6. وبلاگ نويس هايي كه آدم هاي كسالت آوري هستند و كار ديگري جز نشستن رو به روي مانيتور بلد نيستند. آنها به وبلاگ ديگران سر مي زنند تا ديگران هم وبلاگ آنها را بخوانند. 7. وبلاگ نويساني كه در دنياي واقعي احساس بي ارزشي و تو خالي بودن مي كنند. 8. وبلاگ نويساني كه درباره عقايد پوچ خود حرفي نمي زنند، اما مدام عقايد تو خالي ديگران را بلغور مي كنند. 9. وبلاگ نويساني كه درباره جزيي ترين مسائل با شما بحث مي كنند و اين تبحر را دارند كه پيش پا افتاده ترين مسائل را بحران هاي جهاني نشان دهند. 10. وبلاگ نويساني كه دوستداران نوستالژي هستند. آنها براي هيچ كس جز خودشان نمي نويسند. مي نويسند تا چند سال ديگر خودشان حرف هاي خودشان را بخوانند و اشك در چشمان شان حلقه بزند. تمام. اگر شما در حال مطالعه چلچراغ هستيد، لطفا صفحه را ورق نزنيد، چون از ديد بزرگمهر دسته ديگري وجود ندارد. البته بزرگمهر هر كدام از اين موارد ده گانه را مستند كرده است. و اما... دوست عزيز بزرگمهر ! لازم است به 2 نكته توجه كني: 1. اگر چه همه انواعي كه تو رديف كرده اي، واقعيتي عيني از دنياي مجازي وبلاگ نويسان ايراني است اما اين همه آن چيزي نيست- كه هست. دوست عزيزم، ما وبلاگ هاي بسيار خوبي هم داريم. وبلاگ هايي كه هم به كاركرد وبلاگي خودشان پايبند هستند و هم خوب و مفيد مي نويسند. اگر بپرسي كو؟ ده ها از آنها را برايت ليست مي كنم و اگر مي بيني الان به آن اشاره نمي كنم به اين دليل است كه آنقدر هستند كه ممكن است خيلي ها از قلم بيفتند. اين گونه حمله انتحاري كردن ( به قول خودت) و بي رحمانه همه چيز را زير سوال بردن (به قول من ) اصولي و درست نيست.من شك ندارم كه يك روز «بزرگمهر شرف الدين» به دليل جوان بودنش، سواد رسانه اي اش ، و امروزي بودنش وارد دنياي وبلاگ نويسان خواهد شد. بي انصاف! براي آن موقع هم كه شده حداقل يك مورد يازدهم مي تراشيدي. 2. دوست عزيز! حتي همان انواع ده گانه اي كه تو از آنها ياد و نسبت به آنان اعلام انزجار كرده اي همانها هم به نظر من قابل دفاع هستند. ترديد نبايد داشت كه اين دنياي «مجازي» كه چند سالي است جوان هاي ما وارد آن شده اند بخشي از «واقعيت» فرداي جامعه ما را تشكيل مي دهد. (بد يا خوب، بخواهيم يا نخواهيم ). چه ايرادي دارد كه خاطره بنويسند، بگذاريم دوستدار نوستالژي باشند، بگذاريم عقايد - به قول تو - پوچشان را بيان كنند. مگر چه اشكالي دارد. دنياي مجازي، خوبي اش اين است كه مدير فني ندارد كه بگويد:« آقا! چه خبر است جا نداريم.» قيچي كن. يا تو بنويس و تو ننويس. كارت اينترنت خريدن كه از خريدن خيلي چيزهاي ديگر بهتر است. بگذاريم وبگردي كنند؛ وبگردي كه از ولگردي بهتر است. انكار نمي كنم ممكن است مضراتي هم داشته باشد، ولي باور كن بهتر است آن دختر و آن پسر بجاي انكه به كنجي بنشينند يا سريال برره نگاه كنند، يا سر چهارراه بايستند، جلوي مانيتور بنشينند. اين يك فرهنگ است كه به مرور و با تحمل مي تواند مسير خودش را درست پيدا كند. يك نفر كه مطالب سبك مي نويسد بالاخره ممكن است يك روز خسته شود و ديگر ننويسد. تاكنون چه تعداد وبلاگ نويسان، دكانشان را تعطيل كرده اند؟ كم نيستند. كم اند؟ خيلي ها ممكن است به مرور روش خود را تغيير دهند. در ضمن وبلاگ شايد كاركرد رواشناسانه هم داشته باشد. جواني كه مي آيد و در وبلاگش ناراحتي هاي روحي و رواني اش را تخليه مي كند، اگر نكند، كجا خالي خواهد كرد. اين وبلاگ نويسان اكثرا همان پدران و مادران فرداي اين اجتماع هستند. بگذار وبلاگ را از او نگيريم تا فردا تجربه اين را داشته باشد كه در اتاق فرزندش در دنياي مجازي جايي براي خود دست و پا كند.[ ببخشيد يكي از دانشجويانم به من گفته در دنياي وبلاگ نويسان زياد نويسي اصولي نيست. و الا من تازه داشتم گرم مي شدم. اين مطلب احتمالا ادامه دارد.]
Thank you!
Posted by: Veronica at August 11, 2006 04:37 PM
Well done!
Posted by: Nathan at August 11, 2006 04:43 PM
عالی می نویسین
Posted by: نگار at June 21, 2008 11:49 PM







