February 15, 2006
امان از دست مرجان و مهدي!
مهدي عزيز نورعليشاهي، دانشجوي خوب دانشكده خبر و سردبير بي كم و كاست وبلاگ «خبرنگار خبري- تحليلي» يك روز ايميلي فرستاد و مثل بسياري ايميل هاي ديگري كه روزانه مي ايد از اين سو و آن سو، ديدم گلايه كرده است؛ از زمين و زمان؛ از استادي كه اسم اش را نمي تواند در اينترنت سرچ كند تا دانشجوي فرانسوي مقيم آمريكا و... من حتي فكر نكردم كه او منتظر جواب هم باشد، چرا كه همانطور كه خودش نوشته: «ببخشيد كمي دلم گرفته است» منظورش انتقال يك گلايه مندي است. در عين حال من هم شرط ادب را به جا آوردم و جواب او را خلاصه دادم. ديشب، در راستاي(!) وبگردي هاي شبانه ديدم آن بالاي صفحه اول وبلاگش نوشته« وبلاگ نويسي با دكتر احمد توكلي» با خودم گفتم من كه راجع به وبلاگ نويسي حرف نزده ام، بروم ببينم اين لينك ما را به كجا مي برد . چشمتان روز بد نبيند. سر از وبلاگ مرجان خانم در آوردم؛ بهتر است خودتان بخوانيد. مهدي جان! بي انصاف يك هشداري،يك آژير قرمزي، چيزي، همينجوري دوربين مخفي كار مي گذاري؟ حقيقتش را بخواهي بعضي از دانشجويان كه ايميل مي فرستند كلي با آن ها شوخي مي كنم. اگر همه برود روي سايت ها و وبلاگ ها كه فاتحه ما خوانده است. اما انصافا از شوخي گذشته، خيلي حرف هاي جالبي زده ام مطمئني همه اينها را من گفته ام.[حيف كه نمره هاي مصاحبه رد شده است و متاسفانه كاري از دست من برنمي آيد!]







