March 11, 2006
صديقي: روزنامه نگارى مرا بلعيد
فريدون صديقى پيش از آن كه روزنامه نگار باشد يك شاعر است، يك داستان نويس و يك منتقد سينمايى، اما چگونه مى توان اين پديده هاى به ظاهر پراكنده را به هم ربط داد. ربط دادن از آن دست كه پتانسيل و توانمندى ادبى و هنرى را پله اى براى ارتقاى روزنامه نگارى كرده باشى بى آن كه به جاى توليد ادبيات روزنامه اى، در وادى داستان نويسى غلت بزنى. آيا صرف اين همه انرژى و استعداد مى ارزد آن هم براى توليد اثرى بهنگام و به روز كه ساعتى ديگر خواهد مرد؟[اين ليد مصاحبه آقاي محمد مطلق با فريدون عزيز است. آقاي مطلق گويا وبلگ خودش را با نام «نارنج» با همين مصاحبه استارت زده است. علاوه بر آنكه شما را پاي ميز مصاحبه اي كه خواندني است، دعوت مي كنم، همينجا نيز فرصت را مغتنم شمرده، به آقا محمد تبريك مضاعف مي گويم؛ هم به واسطه وبلاگش و هم به خاطر حسن سليقه اش؛ شروع كار، گفت و گو با گل ترين روزنامه نگار ايران جاي تبريك هم دارد.اينجا] [رويت:اخبار ارتباطات]







