April 19, 2006
تفنگ چخوف را شليك نمي كنيم
آقا سياوش و آقاي منتجبي عزيز، از كامنت ها و اظهار نظر هردوي شما عزيزان متشكرم. واقعيت اين است كه مثال آورده شده از چخوف از سوي شما دوبزرگوار اشتباه برداشت شده است. البته اينكه شما هردو نفر به اين جمع بندي رسيده ايد، به يك معناي ديگر مي توان گفت كه من در بيان مطلب موفق نبوده ام و احيانا توضيح درستي نداده ام.
مخلص كلام اينكه، براي رعايت ايجاز در نوشته، ما اگر لغتي، عبارتي، جمله اي يا پاراگرافي را در نوشته خود مي آوريم، نيايد اين نوشته دكور باشد، بلكه بايد سرجاي خودش باشد و به پيشبرد پيام كمك كند؛ يعني اگر از ما پرسيدند: چرا اين را آورده ايد؟ ما بايد بتوانيم به طور منطقي آنرا توجيه كنيم. يعني در نوشتن براي رسانه، اضافه گويي و بيهوده گويي نبايد صورت گيرد. براي جا انداختن بهتر اين مفهوم من مثال چخوف را استعاره گرفتم. آقاي منتجبي عزيز، اين كه شما در باره تفنگ چخوف و شليك آن،فرموده ايد:«می توان بدون شلیک و بدون برداشتن از روی دیوار از آن استفاده کرد. القای قدرت یا ترس به دیگری.» اگر شما اين حرف را به مرحوم چخوف هم مي گفتيد، حرف شما را تاييد مي كرد. چرا؟ به اين دليل كه اين همان حرف اوست. وقتي شما تفنگ را شليك نمي كنيد ولي در پاسخ من مخاطب كه از شماي نمايشنامه نويس، مي پرسم چرا ان تفنگ را روي ديوار آويزان كرده ايد، ولي شليك نمي كنيد؟ شما پاسخ مي دهيد. قصد من شليك نبود، قصد من « القاي قدرت و ترس به ديگري» بود. مي خواهم بگويم ،به تعبير چخوف شما آن را شليك كرده ايد! چون شما براي آن توجيه منطقي داريد. ولي اگر مي گفتيم همينطور براي قشنگي. آنوقت قانع كننده نبود.







