May 16, 2006
ساختار خبر و گزارش
ديويد بارون هر بار كه شروع به تدوين يك داستان خبري تازه در ذهنش مي كند، صداهايي را در مغزش مي شنود.« هميشه تصور مي كنم كه والتر كرانكل (مجري و گزارشگر پر سابقه برنامه اخبار شبكه تلويزيوني C.B.S) در حال خواندن و اجراي برنامه و مطلب تهيه شده توسط من است و وقتي كار به اينجا مي كشد، خيالم راحت مي شود زيرا به اين نتيجه مي رسم كه اوضاع روبراه است و در مسيري صحيح گام بر مي دارم ؛ اين بهترين راه است كه يك نفر گزارش تان را بخواند و شما صدايش را در مغزتان بشنويد بدون اين كه ماجرا احمقانه جلوه كند.»
«بارون» معاون دبير سرويس ورزشي روزنامه هوستون كرانيكل مدت ها است كه تحت عنوان گزارشگر، تدوين گر و معاون دبير سرويس شهري هم كار مي كند و 20 سال تجربه حضور در حرفه خبرنگاري دارد؛ بنابراين، تجربه به او مي گويد، پس از كامل شدن كارش در حوزه خبري، در راه بازگشت به دفتر روزنامه «ليد» گزارش را در ذهنش مرور كند. او طي اين مدت حتي 5 يا 6 جمله اول گزارش اش را هم در ذهنش طراحي و پياده و اجرا مي كند، به طوري كه وقتي وارد اداره مي شود ادامه اش را نيز در ذهنش دارد:« كافي است بافت كلي را در ذهن تان داشته باشيد و در آن صورت هر چيزي به چيز هاي ديگر پيوند مي خورد. و قالب ماجرا شكل خواهد گرفت. كافي است از هر قسمت ماجرا بدرستي به قسمت بعدي انتقال يابيد»
يك مشكل عمده از نظرگاه بارون اين است كه گاهي يك خبرنگار دور يك داستان خبري چرخ مي خورد بدون اين كه اصل و محتواي آن را براي خواننده ها بشكافد. ما اسم اينها را داستانهاي خبري از هم گسيخته ( choppy stories ) مي گذاريم . ايده ها و اتفاقات در آنها بدرستي پرورش نيافته اند. در اين گونه موارد يك خبرنگار 30 درصد از اصل ماجرا را شرح مي دهد، سپس به سراغ چيزي مي رود كه هيچ ربطي به آن ندارد. و آنگاه 20 درصد ديگر ماجرا را تشريح مي كند و قضيه به همين شكل ادامه مي يابد . اين جور گزارش نويسي اصلا خوب نيست.
بارون مي داند كه شروع يا « ليد » نه فقط خواننده را وارد ماجرا مي كند، بلكه بقيه قصه را نيز شكل مي بخشد. خود او روزي براي روزنامه كرونيكل نوشته بود : « آندره وار و آنتوني تامپسون در جدول اميتاز داران براي تصاحب جايزه هيسمن اول و دوم شدند در حاليكه در بخش محاسبات مسابقات «اوكلا هوما» نايجل كلي و برنارد هال از 184هزارو 913 راي و 184هزارو 915 راي فراتر نرفته اند.»
از همين ليد مشخص است كه بارون مي خواهد از موفقيت هاي "وار" و "تامپسون" در مقام مقايسه با ناكامي هاي كلي و هال بگويد و نيز بگويد كه با اين اوصاف، نفرات رده دوم، امكان ستاره شدن را از دست داده اند.
حتي وقتي بارون در حال جمع آوري اظهارات و حرف هايي از اين و آن است اين را نيز در ذهنش بررسي مي كند كه كدامين مي توانند به مفهوم شدن بيشتر گزارش او ياري برسانند و چگونه مي توان داستان مورد نظرش را پيرامون آن اظهارات بچيند و تدوين كند:
« كافي است بدانيد ساختار گزارش تان چيست و آن را بدرستي ارائه كنيد و در آن صورت حتي به يك "ليد" هم نياز نخواهيد داشت؛ گاهي مغزم مسدود مي شود و مي بينم كه براي نوشتن ليد مشكل دارم . در آن صورت ابتدا قسمت دوم و نتيجه گيري را مي نويسم و سپس يكي از قسمت هاي آن و يا نقل قول هاي را پايه شروع مطلب و تدوين قسمت اول قرار مي دهم . حتي اگر چنين نشود به هنگامي كه قسمت اول شكل مي گيرد، سروكله ليد هم به خودي خود پيدا مي شود.»
منبع: Modern Media Writing







