June 23, 2006
راز «يونس» بودن
يونس شكرخواه دوست عزيز من است. يك حس دروني، اين دوست داشتن را توجيه مي كند كه فراتر از اشتراكات شغلي دانشگاه و روزنامه است. نمي دانم چيست؟ يا مي دانم، شايد به قلم و نوشته نيايد. اصولا ما انسانها طي دوران زندگي با خيليها آشنا مي شويم. برخيها را به سلام عليكي بسنده مي كنيم. برخي درسايهاند، برخي پشيماني مي آورند. برخي نيز از همان ابتدا حس خوبي در تو ايجاد نمي كنند، و تو حتي نميتواني پيش وجدانت دليل قانع كننده اي براي آن پيدا كني. يونس دوست داشتني است. چرا؟
من نمي دانم ديگر دوستانش در پنجاه سالگي او چه شمع هايي برايش خواهند افروخت، اما من درحد بضاعت خودم درباره او چنين قضاوت مي كنم:
«اگر بپذيريم كه بروزو ظهور خداوند در دنيايي كه ما در آن زندگي مي كنيم درخوبيها و زيباييهاست وبازتاب آن را در نيكي به پدر مادر، آزار نرساندن به ديگران، نيكي كردن به ديگران، غيب نكردن، تهمت نزدن،نداشتن بخل و كينه و حسد، داشتن گذشت، خوشرويي، برخورد خوب، دانايي و... بدانيم. يونس عزيز از هركدام اينها كم بهره نيست.» او انسان است. احمد توكلي







