July 17, 2006
آثار خشونت رسانهاي
آندرا مارتينز در دانشگاه اوتاوا، در سال 1994 يك بازنگري جامع از آثار علمي براي راديو تلويزيون و كميته مخابرات كانادا اجرا كرد. او نتيجه گرفت كه فقدان اتفاق نظر در مورد آثار رسانه، سه نكتة مهم يا محدوديتهايي را در تحقيقها نشان ميدهد.
اول، خيلي سخت است كه خشونت رسانهاي را تعريف و اندازهگيري كنيم. برخي كارشناسان كه تأثير خشونت را در برنامههاي تلويزيوني دنبال ميكردند، (همچون جورج گرند از دانشگاه تمپل)، خشونت را به عنوان عمل (يا تهديدي) به كشتن يا مجروح كردن كسي، مستقل از روش استفاده شده يا شرايط پيراموني، تعريف كردهاند. از اين رو گرند خشونت كارتوني را هم در مجموعه شواهدش منظور كرد اما ديگران مثل اساتيد دانشگاه: لاوال، گاي كيوت و جكوز ديگيرس، خشونت كارتوني را به خاطر مضحك و غير واقعي بودنش از تحقيقاتشان خارج كردند.
دوم، محققان بر سر نوع ارتباطي كه دادهها اثبات ميكنند، با هم اختلاف دارند. برخي استدلال ميكنند كه نمايش خشونت در رسانهها باعث پرخاشگري است. ديگران ميگويند، اين دو با هم مرتبطند اما ارتباط علّي و معلولي بين آنها وجود ندارد و عدهاي نيز ميگويند كه كلاً ارتباطي بين اين دو وجود ندارد.
سوم، حتي آنهايي كه به ارتباط بين خشونت رسانهاي و پرخاشگري موافقند، دربارة اينكه چگونه يكي بر ديگري اثر ميگذارد، با هم اختلاف دارند. بعضي ميگويند كه مكانيسم، يك مكانيسم روانشناختي است كه در راه و رسمي كه ما ياد ميگيريم ريشه دوانده است. براي مثال، هاوسمن استدلال كرده است كه كودكان با تقليد كردن اعمال قهرمان رسانهاي، آن را به تدريج كسب ميكنند. هنگامي كه آنها نمايشهاي خشن را تماشا ميكنند، ياد ميگيرند كه متني را كه خشونت در آن به عنوان روش مناسب حل كردن مشكل استفاده شده، ملكه ذهن خود كنند. بيشتر







