October 02, 2006
شهروند ديجيتال
جين: به خاطر زن بودن، در عين حال حس مي كنم كه يك هويت سانسور شده در اينترنت به هر كس امكان مي دهد تا صدايي براي شنيدن داشته باشد... شنيده شدن و توسط نژاد يا جنيست خود ناديده گرفته نشدن مهم است.
يكي از دانشجويان به نام آليسون به گروه خود مي نويسد كه شهروند ديجيتال بودنم مرا تا حدودي ناراحت مي كند زيرا مي دانم كه من برروي شبكه يك عددم .
پس از انتشار نتايج يك بررسي پيمايشي درباره تاثير فن آوري جديد، مفهوم شهروند ديجيتال مورد توجه بسياري قرار گرفت. اين پيمايش كه به صورت نمونه گيري تصادفي از 1444 آمريكايي انجام شد، شهروند ديجيتال را به عنوان" پيش آهنگ سده بيستم اعلام كرد" (سيك و كاردزيل 1997) . شهروند ديجيتال كه امروزه در آمريكا احتمالا با آن برخورد مي كنيم شخصي است خوشبين و خود راي كه از بيشترين اتصال الكترونيكي برخوردار است . اين نظر سنجي،نخستين پيمايش ژرفانگر در مورد كاربران فن آوري در آمريكا اعلام شد. از نظر اعلام كنندگان نتيجه پيمايش، شهروندان ديجيتال" خوش بين، بردبار، اجتماع گرا . مدني اند كه در عين حال به شدت خود را به تغيير متعهد مي دانند."
منتقدان اين نتبجه گيري چندان به پيمايش و نتايج آن خوش بين نبودند. ( گامبروتي و ديگران 1998 ) براي نمونه ريچارد مور(1997 ) منتقدانه مي نويسد:" نتايج اين نظرسنجي، تحصيلات، قدرت سياسي ، قدرت اقتصادي و ايمان و نظم موجود را كه مشخصه يك طبقه نسبتا ممتاز است بازتات مي دهد. به بيان ديگر، كساني كه مي توانند اتصال را انجام دهند و براي بهره بردن از اين اتصلات مجهزند." كاتز(1998) مي گويد پيمايش شهروند ديجيتال تنها به افرادي كه توانسته اند به فضاي سايبر وصل شوند نگريسته است و نتايج تلاشي در جهت تجزيه و تحليل مشكلات دسترسي كه از فقدان امتياز اقتصادي و اجتماعي ناشي مي شود به عمل نياورده است.
دانشجويان فرونترا نيز مانند مور مفهوم شهروند ديجيتال را مورد انتقاد قرار دادند و فراتر از آمريكا در پي شواهدي گشتند تا بدانند چه كسي شهروند ديجيتال است ، مايل است باشد و چه كساني نمي توانند شهروند ديجيتال باشند. يكي از دانشجويان به نام آليسون به گروه خود مي نويسد كه شهروند ديجيتال بودنم مرا تا حدودي ناراحت يم كند زيرا مي دانم كه من برروي شبكه يك عددم . اگر چه به مزاياي اين امر باور دارم چون كه هويتم را پنهان نيم دارد. زيرا براي بسياري از افراد پذيرش چيزي به عنوان هويت كار دشواري است. داشتن يك هويت سانسور شده امري تبعيض آميز نيست و به هركس امكان يم دهد تا با هركس ديگر صحبت كند و بلافاصله با اولين برداشت ظاهري اقدام به داوري ننمايد."
در پاسخ به آليسون و گفته او كه پذيرش چيزي به عنوان هويت كار دشواري است ، دانشجوي ديگري مي نويسد :شهروند ديجيتال مي تواند كسي باشد كه دريك جامعه مجازي راحت تر از يك جامعه واقعي و غيرمجازي زندگي مي كند. ممكن است دليل پنهان شدن شان اين باشد كه جامعه به طريقي آنان را اشتباه مي گيرد ويا از لحاظ اجتماعي مورد پذيرش قرار نمي دهد. پس برداشت اين دانشجويان ازشهروند ديجيتال يك فرد متصل شده و قدرت يافته از اتصالات الكترونيك نيست بلكه بيشتر فردي را در نظر دارند كه هنجارهاي اجتماعي او را حاشيه نشين ساخته و فردي كه مي كوشد در يك دنياري مجازي كه دل رحم تر از دنياي واقعي است به زندگي خود ادامه دهد. پاسخي موجزتر را نيزيكي از دانشجويان آمريكايي به نام چد داده است. او شهروند ديجيتال را فردي مي داند كه :
* صبح زود از خواب بر مي خيزد و به جاي رفتن براي خريد روزنامه به جست وجو درشبكه و خواندن سايت هاي روزنامه ها ي روزنامه اي سراسر جهان مي پردازند.
* با كليك كردن چند تكمه به جاي استفاده از پاكت بازكن نامه هاي خود را مي خواند.
* از خود مي پرسد كه آيا مودم كامپيوترش خوب كار مي كند،و سرعت كافي دارد يا خير؟
* به جاي لباسها ، چهره يا شخصيتاش، توسط يك پس ورد يا نام كاربر شناخته مي شود.
ساير شركت كنندگان در پژوهش فرونترا برداشت هاي متفاوتي از شهروند ديجيتال داشتند و كمتر بر تعريف فد توسط فن آوري تاكيد داشتند و بيشتر در پي آن بودن كه چگونه كاربر مي تواند از طريق اين فن آوري سخن هاي خود را بگويد . براي نمونه يك دانشجوي چيني و يك دانشجوي آفريقاي جنوبي اين مساله را مورد بررسي قرار داده بودند كه چگونه جنسيت و تكنولوژي با هم تلاقي مي كنند. " زن شهروند ديجيتال بودنم نشان مي دهد كه من بخشي از اين انقلاب تكنولوژيك ام و از اين وضعيت خوشحالم. بخصوص كه فاصله ميان ثروتمند تكنولوژي و فقير تكنولوژي بيشتر مي شود و امكان و فرصت ها از زندگي واقعي افراد فاصله گرفته به درون دنياي مجازي اينترنت، چت روم ها و ايميل ها جذب مي شوند . اين خانم مزاياي شهروند ديجيتال را براي زندگي خودش تشخيص مي دهد: اينترنت اين امكان را مي دهد كه صدايت شنيده شود و امكان مي دهد كه بخشي از اين دنياي مجازي باشي. در عصر كنوني اطلاعات و فن آوري يك شهروند ديجيتال بودن بهتر است از اينكه هيچ چيز نباشي.
بانوي ديگري به نام جين، مي افزايد :به خاطر زن بودن، در عين حال حس مي كنم كه يك هويت سانسور شده در اينترنت به هر كس امكان مي دهد تا صدايي براي شنيدن داشته باشد... شنيده شدن و توسط نژاد يا جنيست خود ناديده گرفته نشدن مهم است.
برخي از اين مباحثات به گروه ارتباطات مبتني بر كامپيوتر CMC امكان داد تا جنسيت را به داراها و ندارها نسبت دهد كه از مرزهاي جغرافيايي ميان ملت هاي توسعه يافته و درحال توسعه فراتر مي رود. جاسمين يك دانشجوي كروات در لندن نوشت كه ما در ضمن تلاش كرديم تا دارها و ندارها را مختصري متفاوت تعريف كنيم اما هنوز هم آنها را در رابطه با ارتباطات ميان فرهنگي نگهداريم. ما در پي آن بوديم كه بدانيم چگونه داراها و نادارها از لحاظ اجتماعي موجود مي توانند از طريق اينترنت از اين تبعيض عبور كنند. در اينترنتي كه اين گونه صفات مي توانند پنهان بمانند،تحريف شوند يا اصولا خود را نشان ندهند، براي نمونه زناني كه در سرتاسر اين قرن براي برابري مشغول مبارزه بوده اند. و هنوز هم به اين كار مشغول اند مي توانند درون دامنه شبكه اينترنت به اين برابري دست پيدا كنند .در ضمن ساير صداها ره ويژه در حال توسعه تمايل به بحث و گفت و گو با واژگاني كاملا ملموس دارند . كامليا، دانشجوي برزيلي چنين نتيجه مي گيرد كه با وجود امكان بالقوه براي قدرت يابي،مفهوم شهروند ديجيتال يك اصطلاح گنگ است. ملت هاي در حال توسعه اي چون برزيل اين مشكل را دارند كه دسترسي تكنولوژيك تنها به افراد و طبقه متوسط ممتاز و ثروتمند محدود مي شود. لذا، مفهوم شهروند ديجيتال يك مفهوم واقع گرايانه براي ميليون نفر تلقي نمي شود.
كتاب امپرياليسم سايبر/بخش چهارم/ هويت فرهنگي و امپرياليسم سايبر/ لورابي.لنگل و پاتريك دي. مورفي/ مترجم : دكتر پرويز علوي/ انتشارات ثانيه/ درآستانه چاپ
salam aghaye doktor
khasteh nabashid...
che khabar ba zahamate man?!
rasti gharar nist etefaghe mashhoodi dar keifiyat ya gerafike hamshahri biyoftad?
matlabetan ra link dadam...
Posted by: saied jabary at October 3, 2006 08:15 PM







