رو در رو
 

Webjournalism

Ahmad Tavakoli, journalist & faculty member
 

 

از كجا ، چه خبر؟

خانه  | درباره اين وبلاگ  | آثار و فعاليت ها  | تماس با من

رو در رو

     

 

 

 

هرم روزنامه نگاری

 

سبك بلوكي

سبک گیلاس

سبك داستاني

سبك ساعت شني

راهنماي مصاحبه از طريق ايميل

سبك خبري وال استريت ژورنال 

هنر مصاحبه كردن

مصاحبه براي راديو

لاري كينگ؛ بازيگر

  ايجاز در خبر

 

 


 

آرشیو

 

February 2008 (1)

January 2008 (5)

October 2007 (1)

July 2007 (4)

June 2007 (3)

February 2007 (12)

January 2007 (13)

December 2006 (10)

November 2006 (3)

October 2006 (13)

September 2006 (12)

August 2006 (13)

July 2006 (21)

June 2006 (62)

May 2006 (89)

April 2006 (53)

March 2006 (46)

February 2006 (58)

January 2006 (114)

December 2005 (71)

آثار و تاليفات

 

مصاحبه حرفه اي
 بزودي

احمد توكلي
احسان بخشنده
انتشارات
 ثانيه
 

مثلث طلايي نوشتن

احمد توكلي
انتشارات
 ثانيه

مصاحبه خلاق


احمد توكلي انتشارات
 خجسته

ويراستاري و مديريت اخبار

احمد توكلي
 انتشارات
 خجسته

گزارش نويسي
در مطبوعات

احمد توكلي
انتشارات موسسه
ايران


 

 

 

نوشته‌های وبلاگ: 604

RSS 2.0 Feed RSS 1.0 Feed

 

 

گروه نرم افزاری روابط عمومی الکترونیک

Movable Type

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

November 21, 2006

نقش انديشه در روزنامه نگاري معاصر

سال‌ها است كه دكتر مجتهدي را مي‌شناسیم. به واسطه كارهاي ارزشمندي كه انجام داده، به واسطه برخورد محبت‌آميزي كه با جوانان دارد و اينكه با صداقت همه جا درد جامعه ما را به زبان مي‌آورد و آن را «عدم تفكر» مي‌نامد. البته منظور ايشان عدم تفكر جدي است كه با مباني معرفتي صحيحي همراه باشد. قصد داشتیم نخستين شماره از روزنامه را به موضوعي اختصاص دهیم كه دغدغه بسياري از جوانان جامعه ما است. به خصوص جواناني كه سال‌ها در كلاس‌هاي فلسفه درس خواندند و اكنون در مطبوعات و رسانه‌ها به كار فكري مشغول هستند. به موضوعات جديد و دغدغه‌هاي جاري و ساري جهان پيرامون فكر مي‌كنند. لذا بي‌مناسبت نديدیم كه اين موضوع را با يكي از استادان فلسفه در ميان بگذاریم. استادي كه خود سال‌ها فلسفه تدريس كرده و فلسفه را يك درد مي‌داند. مصاحبه زير متن گفت‌وگويي است كه با استاد انجام داديم قبل از اينكه او يك سفر چند‌ماهه به فرانسه برود.
*جناب آقاي دكتر مجتهدي شما سال‌ها است كه در ايران به كار فلسفي مشغول هستيد. كتاب‌هاي متعددي را تاليف و ترجمه كرده‌ايد و همين طور شاگردان بسياري را تربيت كرده‌ايد كه خود آنها هم‌اكنون از استادان فلسفه در ايران محسوب مي‌شوند. شما به دانشجويان هميشه توصيه داشته‌ايد كه به دنبال تفكر ژرف باشند؛ اما يك بحثي را مي‌توان مطرح كرد و آن اين است كه طي دو دهه اخير رسانه‌ها و به خصوص مطبوعات به مباحث انديشه توجه فراواني نشان داده‌اند. به نظر شما چرا مطبوعات بايد تا اين اندازه به موضوعي به نام «انديشه» توجه كنند؟
همان طور كه در كتاب آشنايي ايرانيان با فلسفه‌هاي جديد غرب مطرح كردم هميشه كم و بيش در مقاطع كوتاه و به صورت نامحسوس به فلاسفه و موضوعات انديشه‌اي توجه بوده است؛ اما همانطور كه شما مطرح كرديد بعد از انقلاب و مخصوصاً در دهه اخير توجه به مباحث انديشه‌اي در روزنامه‌ها تا حدودي به دو صورت وجود داشته است: يكي به صورت خبررساني است يعني مطلبي درباره كانت و دكارت و پوپر و ملاصدرا و سهروردي نوشته مي‌شود و صورت ديگر به صورت مناظره و گفت‌وگو است كه نظرياتي ارائه مي‌شود. اين مقالات هم تا حدودي خواننده دارد و دانشجويان به آنها بي‌توجه نيستند به خصوص اگر به شيوه مباحثه و موضع‌گيري باشد كه بتوان نظريات جدي را در آن طرح نمود، چرا كه كنجكاوي در جوانان ما وجود دارد. ولي در هر صورت كار روزنامه اطلاعات را گسترده مي‌كند اما مشخص نيست كه كيفيت كار به چه شكلي درخواهد آمد. اين مورد بستگي دارد به برنامه‌ريزان كه در ضمن گستردن مباحث عميق انديشه به كيفيت اين اطلاعات هم توجه كنند. در عين حال كه اين حركت، حركت بسيار پسنديده‌اي است اما بايد هوشيار باشيم تا مبادا مباحث انديشه‌اي به‌گونه‌اي جلوه كنند كه هر نوپايي خيال كند مي‌تواند در هر ساحت انديشه عرض‌اندام كند و مطالب را به سوي بازاري شدن سوق دهد، اين كار از نظر من مذموم است. مي‌بايست در عين توجه به چنين مباحثي، تعادل را رعايت كرد و حد و حدود كار را به درستي شناخت.
*با توجه به اينكه روزنامه مصرف روزانه و كوتاه‌مدت دارد ما چگونه مي‌توانيم آموزه‌هاي فكري فلسفي را در روزنامه به كار بگيريم؟
ما مي‌بايست مستمر بودن تفكر را مطرح كنيم. يكي از دردهاي اساسي كه در فرهنگ ما ديده مي‌شود و دردي جدي به حساب مي‌آيد اين است كه گويي ما را عادت داده‌اند كه با تفكر نمي‌شود كار كرد و تفكر كاربردي ندارد. اذهان ما توام با منفي‌بافي و در حاشيه ماندن و گريز از مسائل حاد روزانه است. اين يك بيماري است. فلسفه و تفكر موقعي موثر است كه افراد دست‌كم پذيرفته باشند كه تفكر كردن كار موثري است، حتي اگر اين فكر توهم باشد خود اين باورموثر است. شما اگر در ذهن جوان اين باور را ايجاد كنيد كه نه تنها تفكر دكارت و ملاصدرا و كانت تاثيرگذار و ارزشمند است بلكه تفكر خود او همچنين است مي‌توانيد تفكر او را غني كنيد و البته اين غني‌سازي حاصل نمي‌شود مگر اينكه از خود او شروع شود. اين تاثير حالت ارادي دارد و آنچه كه براي ما يك بيماري است و گاهي موجب ناهنجاري مي‌شود «عدم خود‌باوري» است. خودباوري تا حدودي باور به اهميت تفكر و حتي باور به قدرت آن است.
*شما به موضوع بسيار درستي اشاره كرديد كه همان خودباوري افراد بود. طبيعتاً خبرنگاري كه در صفحه انديشه روزنامه كار مي‌كند بايد ويژگي‌هاي خاصي داشته باشد. به نظر چه ويژگي‌هايي براي چنين خبرنگاري الزامي است؟
بزرگترين ويژگي او بايد عمق‌نگري باشد. خبرنگار معمولي خبر از رويدادها مي‌دهد، اما خبرنگار و نويسنده صفحه انديشه، خبر از حوادثي مي‌دهد كه در فرهنگ و روح و تلقي‌هاي شخصي ما مي‌تواند موثر باشد. قطعاً كار چنين فردي با كار كسي كه تنها گزارش روزمره ارائه مي‌كند بايد متفاوت باشد. كسي كه اخبار انديشه را منتقل مي‌كند مسلماً بايد اهل انديشه باشد و دغدغه انديشه داشته باشد و خود او فرد فرهيخته‌اي به‌شمار بيايد.
*برخي به ساده كردن مفاهيم فلسفي روي مي‌آورند تا بتوانند اين موضوعات را به جامعه انتقال دهند آيا در روند اين انتقال آسيبي به مفاهيم وارد مي‌شود و يا اينكه عامه مي‌توانند از اين مفاهيم ساده شده به نحو مناسبي بهره ببرند؟
به ناچار وقتي بحث‌هاي فلسفي از چارچوب كتاب‌هاي دانشگاهي و تخصصي بيرون مي‌آيند و در روزنامه‌ها منتشر مي‌شوند، از صلابت‌شان كاسته مي‌شود. اينجا مساله آموزش دادن مطرح مي‌شود و شخصي كه چنين كاري مي‌كند بايد استعداد آموزگار بودن داشته باشد. شخصي كه اين گزارش را مي‌دهد تمام مسووليت گزارشش هم به گردن خودش مي‌افتد. من دانستن صرف را ناكافي مي‌دانم؛ همواره مي‌بايست شرايط يادگيري را فراهم كرد. اگر بتوان راهي را يافت كه در آن مطالعه همراه با يادگيري رواج يابد، چنين كاري مي‌تواند ايجاد عطش كند. اين ايجاد عطش بسيار مهم است. آب‌رساني تنها موثر نيست. تفكر ذاتاً موثر به نظر مي‌رسد با اينكه هيچ‌گاه به عينه تحقق نمي‌پذيرد ولي همين به لزوم مستمر آن بيش از پيش تاكيد دارد زيرا تفكر هميشه نشان از آينده‌اي دارد.
*به نظر شما آيا يك روزنامه‌نگار مي‌تواند كار فلسفي انجام دهد و يا بالعكس آيا فيلسوف و يا استاد فلسفه مي‌تواند روزنامه‌نگار هم باشد؟
از ديرباز چنين شيوه‌اي در غرب ـ البته بيشتر در سطح تخصصي ـ وجود داشته است. اما اولاً در آنجا مجلات و روزنامه‌هايي كه شهرتي و اسمي دارد مطابق مساله روز خود، به متخصص آن مساله رجوع و از او اطلاعات به دست مي‌آورد و در اينجا است كه خبرنگار مثلاً درباره فلسفه اسلامي در پاريس با متخصصان آن صحبت مي‌كند. يا مثلاً نمايشنامه سوفوكلس در پاريس روي صحنه مي‌رود در اينجا است كه خبرنگار حوزه انديشه وارد مي‌شود و با آن متخصص يونان‌شناس درباره اثر سوفوكلس گفت‌وگو مي‌كند و اطلاعات به دست مي‌آورد و از كيفيت اجراي اين تئاتر مي‌پرسد. يعني روزنامه خبر را مي‌دهد اما از ديدگاه‌هايي كه اعتبار علمي و انديشه‌اي دارد. آيا مثلاً سقط جنين را مي‌توان از منظر فلسفي، الهياتي، روانشناسي و جامعه‌شناسي مورد بررسي قرار داد؟ *خود شما ازجمله استادان فلسفه‌اي هستيد كه با مطبوعات بيگانه نبوده‌ايد و طي ساليان با بسياري از روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها همراهي و همدلي داشته‌ايد. به نظر شما چرا برخي از استادان حاضر نمي‌شوند با رسانه‌ها ارتباط برقرار كنند؟
گاهي به خاطر اين است كه نمي‌توانند به آنها اعتماد كنند و تصور مي‌كنند كه انحرافي در جامعه ايجاد مي‌شود؛ در بعضي مواقع مطالبي از قول آنها گفته مي‌شود كه با گفته‌هاي اصلي آنها تفاوت دارد و خلاف آن چيزي است كه مطرح شده است. اما چرا من اين سال‌ها با مطبوعات و رسانه‌ها همكاري مي‌كنم و حال آنكه سابقاً اين كار را انجام نمي‌دادم؟ راستش من بيش از سي سال است كه تدريس مي‌كنم و شخصاً به مرحله‌اي رسيده‌ام كه وظيفه‌ام مي‌دانم براي نشان دادن تفكر و فلسفه خود، از هر موقعيت شايسته‌اي كه پيش مي‌آيد استفاده كنم. من به دنبال خبرنگار صادقي هستم كه دغدغه‌هاي من را با وفاداري به اهل آن انتقال دهند.
*اين نگرش شما سرانجام سال‌ها تجربه شما است و براي آن زحمات بسياري كشيده‌ايد. به نظر شما دغدغه جامعه فعلي ما چيست؟ آيا تجربه شما مي‌تواند دغدغه جامعه ما را بيان كند؟
جامعه ما دچار عدم خودباوري است. باور نكرده‌اند كه تفكر مي‌تواند كاري از پيش ببرد. جوانان ما قدري عجول هستند و گمان مي‌كنند كه تفكر در كوتاه‌مدت مي‌تواند و يا بايد جوابگو باشد. در حالي كه همواره فعاليت فرهنگي نظر به مدت طولاني دارد و راه‌حل آرماني و كوتاه‌مدت ارائه نمي‌كند. در نهايت مي‌تواند شما را در خطي قرار دهد كه به راه‌حل‌هاي معقولي برساند. همين قدر كه فرد يا معلم احساس نياز به يادگيري داشته باشد خود آن خدمت است. يعني همين قدري كه جوان احساس كند كه نيازمند يادگيري است و هيچ چيزي تمام نشده و آغاز كار است. به عقيده من اصل مطلب اين است كه جوانان دچار عدم خودباوري هستند و تفكر را بدون خودباوري قبول مي‌كنند. البته در بعضي از موارد جوانان دچار ياس شده‌اند. عدم خودباوري صورتي است از ياس. يعني انكار اراده؛ و وقتي كه اراده را انكار كرديد، جست‌وجو را نيز انكار مي‌كنيد و اين ماجرا هزار انكار ديگر را نيز به همراه مي‌آورد. جوانان ما به نگارش‌هاي كوتاه در مطبوعات روي آوردند چرا كه اين كار مي‌تواند علم را به هر صورتي كه شده گسترش دهد. بنابراين فكر بدون عمل نه تنها صحيح نيست بلكه خطرناك هم هست. ما بايد درباره هر چيزي فكر نويي داشته باشيم و نوآوري را همواره سرلوحه اعمال و افكار خود قرار دهيم. فكر بايد روزمره باشد و هر كسي بتواند هرروز نظر خودش را ارائه كند و در عين‌حال موجب ارتقاي بحث هم بشود. اين كار گرمايي به علم و تفكر مي‌دهد. همين كه من فكر مي‌كنم نظر من مي‌تواند در زنده نگه داشتن تفكر زنده باشد خود دليل متعالي است.
*ارزيابي شما از عملكرد مطبوعات طي اين چند‌ساله در حوزه مباحث انديشه چيست؟
خوب است. قدري از گذشته بهتر است البته يكدست نيست. اما قابل پذيرش است.
*آينده را چگونه مي‌بينيد؟
جوانان به فلسفه روي خوش نشان داده‌اند و مطالعات فلسفي بين جوانان بسيار متداول شده است. كتاب‌هاي جديدي ترجمه و تاليف مي‌شود و در مطبوعات به موضوعات جديدي پرداخته مي‌شود. من شخصاً به هيچ‌وجه توهم را كه نمي‌توان كاري كرد باور ندارم. با نااميدي نمي‌توان كار صحيحي انجام داد. شرط ماتقدم تفكر «اميد» و «باور» است.
اين متن از نخستين شماره روزنامه "تهران امروز" تاريخ شنبه 27 آبان ماه برداشته شده است. گفت و گو ازآقاي دين پرست.

 

Posted by ahmad tavakoli at November 21, 2006 04:57 AM

 

 

E-mail

 


تیتر اول   

یادداشت ها

برداشت سوم 

کارگاه خبر

کتابخانه

روزنامه نگاري و ارتباطات

 

پرفسور كاظم معتمد نژاد

پرفسور مجيد تهرانيان

پرفسور يحيي كمالي پور

دكتر فريدون وردي نژاد

دات

News Coverage

دكتر محكي

فرهنگ و ارتباطات

ارتباطات، فرهنگ و دين

mass communication

 Comm,culture & politics

اخبار ارتباطات

علوم ارتباطات ايران

علوم ارتباطات

Media-Beat

پرانتز

Cyber-cafe

ارتباطات دات كام

روزنامه نگار نو

فاوا

مداد سياه

ارتباط گران

ارتباطات ميان فرهنگي  
دریچه ای بسوی ارتباطات

نوشتن سرنوشت من است

كارشناسان ارشد ارتباطات
خبرنگار؛ خبری - تحلیلی  

خبري، ورزشي،آموزشي

فولكلور اينترنتي 

راه ارتباطات

ارتباطات

خبرنگار
روزانه
افق
چاپار
راوی
تارنوشت

 چرکنویس

عصر سايبری

 در مورد تبلیغات
ژورنال تبليغات
چهار راه تبلیغات
ترجمه مطبوعاتی

گرافيك مطبوعاتي

comm- sciences  

خبر تلويزيوني   
ويراست اوّل

magiran
  Topnews

نشانه 
مطالعات سایبر 
من و مقاله هايم

جامعه اطلاعاتي

  

سازمان هاي رسانه اي

 

ايرنا، ارتباطات

ايسنا، ارتباطات

مركز رسانه ها

ارتباطات، جام جم آنلاين

دانشكده خبر

پژوهش و سنجش

 ارتباطات : قوانين و اسناد  
 

 

JOURNALISM

 
Global Media Journal

journalism.org

Media & Tech

MediaBB

Press on line
Media Café
Poynter Online
 CyberJournalist.net

News Directory

The Invisible Web   

 Mindy McAdams  

 

 

روابط عمومي

 

E-P-R-S-O-F-T

انجمن روابط عمومي ايران

روابط عمومي كاربردي

انجمن روابط عمومي قم

وبلاگ جمعي روابط عمومي

هنر هشتم

صفر

مردم داري

پنجره

برنامه ريزي روابط عمومي

پيوند

حرفه روابط عمومي

كارگزاران روابط عمومي

خاطرات روابط عمومي

روابط عمومي

روابط عمومي ايراني

روابط عمومي و رسانه

سايبر آباد

تحقيقات روابط عمومي