رو در رو
 

Webjournalism

Ahmad Tavakoli, journalist & faculty member
 

 

از كجا ، چه خبر؟

خانه  | درباره اين وبلاگ  | آثار و فعاليت ها  | تماس با من

رو در رو

     

 

 

 

هرم روزنامه نگاري

 

سبك بلوكي

سبک گيلاس

سبك داستاني

سبك ساعت شني

راهنماي مصاحبه از طريق ايميل

سبك خبري وال استريت ژورنال 

هنر مصاحبه كردن

مصاحبه براي راديو

لاري كينگ؛ بازيگر

  ايجاز در خبر

 

 


 

آرشيو

 

August 2006 (13)

July 2006 (21)

June 2006 (62)

May 2006 (89)

April 2006 (53)

March 2006 (46)

February 2006 (58)

January 2006 (114)

December 2005 (71)

آثار و تاليفات

 

مصاحبه حرفه اي
 بزودي

احمد توكلي
احسان بخشنده
انتشارات
 ثانيه
 

مثلث طلايي نوشتن
چاپ اول

احمد توكلي
انتشارات
 ثانيه

مصاحبه خلاق
چاپ سوم


احمد توكلي انتشارات
 خجسته

ويراستاري و مديريت اخبار
چاپ دوم

احمد توكلي
 انتشارات
 خجسته

گزارش نويسي
در مطبوعات
چاپ سوم

احمد توكلي
انتشارات
ايران


 

 

 

نوشته‌هاي وبلاگ: 527

RSS 2.0 Feed RSS 1.0 Feed

 

 

گروه نرم افزاري روابط عمومي الکترونيک

Movable Type

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

                   

كافه تيتر، كافه آرامش

April 29, 2006

كافه تيتر براي عموم آزاد شد.اينجا را بخوانيد

نوشته شده توسط در ساعت 11:32 PM

                   

تسليت به دكتر مهدي زاده

شنيدم دوست ارجمندم جناب آقاي دكتر مهدي زاده استاد فرهيخته ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي  در غم از دست دادن مادر محترمه خود به سوگ نشسته است. دكتر عزيز، تسليت مرا بپذير.

نوشته شده توسط در ساعت 03:58 PM

                   

"كارگزاران" روي دكه مطبوعات نشست

187914.gifروزنامه "كارگزاران" ارگان حزب كارگزاران سازندگى ايران از امروز بر روى دكه هاى روزنامه فروشى قرار گرفت.اين روزنامه در ۱۶ صفحه و به سردبيرى محمودصدرى منتشر مى شود. گفته مي شود روزنامه كارگزاران بيش از آنكه يك روزنامه حزبى باشد، قرار است روزنامه اى حرفه اى باشد. براي همكاران خودم در اين روزنامه آرزوي موفقيت مي كنم.

نوشته شده توسط در ساعت 06:34 AM

                   

دكتر گرانمايه پور به جمع استادان آنلاين مي پيوندد

April 28, 2006

دكتر گرانمايه پور به جمع استادان وبلاگ نويس اضافه مي شود. دكتر، از استادان و اعضاي هيات علمي دانشگاه آزاد- تهران مركز – است و علوم ارتباطات و روزنامه نگاري تدريس مي كند. آقاي گرانمايه پور منتظريم.

نوشته شده توسط در ساعت 09:42 PM

                   

چرا فاوا نمي نويسد؟

يك نفر بگويد:« چرا آقاي پدرام الوندي ديگر نمي نويسد.»

نوشته شده توسط در ساعت 12:47 PM  نظر (3)

                   

مرگ فاصله ها

این عنوان شاید بتواند به تنهائی بخشی از اهمیت و ارزش «ارتباطات» در عرصه های مختلف خصوصاً بخشهای اقتصادی شکل گرفته در نیمه اول قرن حاضر را نشان دهد.
مرگ فاصله ها توانسته است در هر دو عرصه فردی و سازمانی مفهوم عمیقی پیدا کند و موجب تحول عظیمی گردد.
توانائی انجام کار همه وقت ، همه جا این شرایط را فراهم آورده است که مردم بدون اینکه در محل کارشان حاضر باشند ، کار روزانه خود را انجام دهند ، در منزل ، در هواپیما ، در اتوبوس ، در هتلهای محل اقامتشان و در هر جائی که بخواهند .
این قابلیت ، برای گروههائی از مردم نیز که بدنبال کار هستند اما نمی توانند استخدام شوند ، شرایط کار در یک محیط مجازی را فراهم آورده است. از طرفی موجب شده است تا سازمانهائی که توانسته اند از تمرکز گرائی بگریزند ، با کاهش هزینه های سربار بهره وری خود را افزایش دهند و از مخمصه هائی که در آن گرفتار هستند ، تا حدودی رهائی یابند.
ازنشانه های پیشرفت یکی،گسترش بزرگراههای اطلاعاتی درچارچوب پهنای شبکه هاست و دیگری افزایش حضور ارتباطات بدون استفاده از تکنولوژیهای قبلی است ، تا فوران اطلاعات جایگزین جریان اطلاعات ، شود.[ اينجا ]

نوشته شده توسط در ساعت 12:41 PM

                   

اهمال در انتشار نشریات کودک و نوجوان

متولیان نشریات کودک و نوجوان با ابزارهای کارآمد فعالیت در اینگونه نشریات بیگانه اند. نوش افرین انصاری ، محقق و پژوهشگر با سابقه کشورمان در گفتگوی اختصاصی خود با " پرانتز " ضمن بیان این مطلب اضافه می کند: متاسفانه نشریات کودک و نوجوان همان راهی را ادامه می دهند و در همان مسیری قدم بر می دارند که دیگر نشریات سالهاست آن را دنبال می کنند. این طیف از نشریات نیز بی آنکه به عنصر مخاطب بیندیشند می کوشند از ضرر و زیان اقتصادی خود جلوگیری کنند".

نوشته شده توسط در ساعت 12:22 PM

                   

همايش ايران و اجلاس جهاني سران درباره‌ جامعه اطلاعاتي

April 27, 2006

همايش ايران و اجلاس جهاني سران درباره‌ي جامعه‌ي اطلاعاتي از توكيو تا ژنو و از تهران تا تونس، 12 ارديبهشت‌ماه جاري در دانشكده‌ي علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي برگزار مي‌شود. [اينجا]

نوشته شده توسط در ساعت 01:43 PM

                   

دوره های آموزش روزنامه نگاری از راه دور BBC

April 25, 2006

دوره های آموزش از راه دور در برنامه iLearn، به شيوه ای قابل انعطاف طراحی شده تا داوطلبان بتوانند آن را در ساعات دلخواه خود و هماهنگ با برنامه های درسی و کاری شان دنبال کنند بنياد آموزشی بخش جهانی بی بی سی در نظر دارد دوره های آموزش روزنامه نگاری از راه دور خود را به زبان فارسی برای علاقمندان به اين حرفه برگزار کند. اين دوره ها شامل نحوه تهيه و نگارش خبر، گزارش و مصاحبه بر اساس اصول اخلاقی و معيارهای شناخته شده بين المللی است که تاکنون به زبانهای مختلف از جمله عربی، اسپانيايی، چينی و روسی ارائه شده است.اينجا

نوشته شده توسط در ساعت 08:42 AM

                   

ساده، زيباست

جي بي هاردي: گاهي اوقات افراد ناگزير از بيان مطالب دشواري هستند، اما چاره اين كار، بيان آنها با ساده ترين كلمه هاي ممكن است.

نوشته شده توسط در ساعت 08:35 AM

                   

همشهري آنلاين، با سردبيري دكتر شكرخواه

April 24, 2006

دكتر يونس شكرخواه پايه گذار جام جم آنلاين، سردبير همشهري آنلاين شد . بدون ترديد،اين يك خبر خوب و يك حركت مبارك براي خانواده مطبوعات است.به يونس عزيز، دكتر انتظامي گرامي و آقاي زائري پرانرژي و همه برو بچه هاي همشهري تبريك مي گويم. [پ.ن: ببينيد،هنوز جوهر پانوشته اين خبر خشك نشده،خبر آنلاين شدن همشهري را دادم.]
 

نوشته شده توسط در ساعت 11:54 PM

                   

تسليت

شنيدم آقاي "عليرضا كتابدار" مدير و سردبير  محترم سايت پايگاه اطلاع رساني علوم ارتباطات ايران در غم از دست دادن پدر عزادار است، به اين عزيز تسليت مي گويم و برايش آرزوي موفقيت مي كنم. 

نوشته شده توسط در ساعت 06:29 AM

                   

سالروز تولد قدس آنلاين مبارك

April 23, 2006

مصاحبه من را با روزنامه قدس در اينجا بخوانيد.متن سوال و جوابي مصاحبه هم به شكل زير بوده است؛ خانم پور صفر ،تبريك،خسته نباشيد، آنلايني ها قدس شما هم همينطور:


                            روزنامه آنلاين يك فرصت است
نسخه‎ي الكترونيك روزنامه چيست؟
نسخه الكترونيك روزنامه يعني نسخه اي كه بتوان آن را روي صفحه مانيتوركامپيوتر و از طريق اينترنت مشاهده كرد و مورد مطالعه قرارداد.
چه تحولات و تغييراتي در نياز مخاطبان در گذر زمان پديد آمد كه نسخه‎ي الكترونيك روزنامه‎ها را اجتناب‎ناپذير كرده است؟
من فكر مي كنم نخستين كلماتي كه ميان "آدم" و "حوا" رد بدل شده است، احتمالا اين بوده كه يكي شان از ديگري پرسيده است:« چه خبر؟» اين يعني اينكه انسان تشنه دانستن است؛ از چيزي كه نمي داند و برايش تازه و جالب است. به عقيده من اگر بخواهيم ريشه يابي كنيم.اساس روزنامه نگاري الكترونيك كه من ترجيح مي دهم، بگويم: «روزنامه نگاري آنلاين» بردو عنصر «سرعت» و «فراگيري» نهفته است. ظرف اطلاعات را هركسي كه زودتر - و به تعداد بيشتري از انسان هاي تشنه برساند، برنده است.  
آيا نسخه‎هاي الكترونيك بايد بدون كم وكاست دنباله‎روي نسخه‎هاي چاپي خود باشند؟ اگر پاسخ منفي است دليل اين امر چيست؟
به همين دليل است كه مي گويم، ترجيحا بگوييم روزنامه نگاري آنلاين. چون وقتي مي گوييم نسخه الكترونيكي شمول عام تري پيدا مي كند؛ اگر منظور شما نسخه ديجيتال است كه به صورت (pdf) هنوز هم برخي روزنامه ها استفاده مي كنند، خوب شما چاره اي نداريد. بايد همان نسخه را ارائه كنيد. اما مطمئنا شما منظورتان نسخه انلاين است.در اين صورت بايد فرق كند. به اين دليل كه اكنون ديگر شما 24 ساعت به 24 ساعت، نيستيد.بلكه "دم"، "لحظه" و "آن" هستيد. در زماني كه خبر دستگيري صدام اعلام شد، سردبيران روزنامه هاي آمريكايي به شانس خودشان لعنت گفتند. چرا؟ به اين علت كه ابتداي صبح بود و دو سه ساعتي از چاپ روزنامه هاي شان مي گذشت. خبر آنقدر اهميت داشت كه آنها را به چاپ دوم ترغيب كند، اما كار از كار گذشته بود. وقتي مردم از خواب بيدار شدند و خبر را از راديو و تلويزيون شنيدند، منتظر نشدند كه نزديك ظهر، چاپ دوم روزنامه ها برسد. به سوي سايت هاي آنلاين، وبلاگ ها، روزنامه هاي سايبر حمله بردند. 
آيا نسخه‎هاي آنلاين مي‎توانند از نسخه‎هاي چاپي خود پيشروتر باشند. ( بطور مثال برخي از خبرهاي اختصاصي در نسخه‎ي الكترونيك يك روزنامه موجود مي‎باشد اما همزمان نسخه‎ي چاپي فاقد آن است).
من ترجيح مي دهم از واژه پيشرو استفاده نكنم. چون محدوده دايره معني آن را نمي توان مشخص كرد. روزنامه انلاين يك تعريف براي خودش دارد. به لحظه خبر مي دهد، علاوه بر نوشته، مي تواند تصوير، فيلم ، و صدا را هم منتقل كند، و در عين حال تعاملي است. مي تواند همزمان با ارائه مطلب، شما را به مطالب تكميلي لينك بدهد. قدرت خبرنگاران را براي غناي بيشتر بخشيدن به خبر – به علت داشتن ارشيو همزمان - افزايش داده است. شما اگر از اين امكانات استفاده كرديد، معني اش اين است كه به جاي آنكه كلاشينكوف به دست گرفته باشيد، گويي پشت تانك نشسته ايد.
آيا سرمايه‎گذاري مديران مطبوعاتي در خصوص روزنامه‎هاي الكترونيك در كنار نسخه‎هاي چاپي امري مقرون به صرفه است و آيا به توسعه‎رسانه‎اي مي‎انجامد؟
بايد ديد آنها چه هدفي را دنبال مي كنند. بايد ديد ما به چه چيزي "صرفه" مي گوييم. به هر حال روزنامه آنلاين يك فرصت است و هركس از فرصت ها درست استفاده كند، برنده است؛ اين طور نيست؟
پ.ن: به كار بردن اصطلاح آنلاين براي روزنامه قدس از سوي من درست نبوده است. از آنجايي كه روزنامه نگاري به نام جمشيد در بخش كامنت همين مطلب اين موضوع را به درستي اصلاح كرده است، ترجيح دادم به جاي اصلاح تيتر خودم، اقدام به نوشتن اين پانوشته كنم. ضمنا اميدوارم اين نوشته من باعث شود كه قدسي ها هم به فكر آنلاين كردن خودشان بيفتند. و يك خبر خوش هم بدهم كه يك روزنامه مطرح ديگر كشور همين روزهاست كه به جمع روزنامه هاي آنلاين اضافه مي شود.

نوشته شده توسط در ساعت 10:03 AM  نظر (8)

                   

اخبار ارتباطات راه افتاد

محمود آقا تسليت مرا بپذير

نوشته شده توسط در ساعت 12:51 AM

                   

دانشگاه ها با پژوهش بيگانه اند

April 22, 2006

دکتر علي‌اکبر فرهنگي، استاد و رئيس گروه مديريت دولتي دانشگاه تهران، استاد و رئيس گروه ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات، داراي دکتراي مديريت و فوق دکتراي ارتباطات سازماني از دانشگاههاي اوهايو و اوکلاهماي آمريکا است. دکتر فرهنگي سال 1384 به عنوان «چهره ماندگار» علمي ايران انتخاب شد و از وي طي مراسمي رسمي تقدير به عمل آمد. او پدر علم مديريت رسانه در ايران است و تاليف حدود 20 جلد کتاب و دهها مقاله علمي و تحقيقي از جمله فعاليتهاي آکادميک وي محسوب مي‌شود. با دکتر علي‌اکبر فرهنگي در واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي درباره موضوع «تحقيق و پژوهش در ايران و نقش تکنولوژي‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي» گفتگو کرده‌ايم.[ گفت و گوي دكتر ضيايي پرور را با استاد در اينجا بخوانيد]

نوشته شده توسط در ساعت 04:33 PM

                   

گاهي كمي كج خيال مي شويم

April 21, 2006

فیلترینگ بی هدف ما را در پشت درهای توسعه علمی معطل نگاه می دارد. پروفسور قنبری استاد دانشگاه  ESSEX انگلیس در گفت و گوی اختصاصی خود با "پرانتز"علاوه بر  بیان این مطلب به نکات دیگری همچون آزادی در محیط وب ویا مشکلات توسعه اینترنت در ایران اشاره می کند.وی در خصوص نحوه قانونگذاری برای اینترنت می گوید:"قانونگذاری برای اینترنت مساله بین المللی است که اگر در مورد اینترنت وجود نداشت در مورد ماهواره ها اجتناب ناپذیر بود.. این مساله ربطی به بی بندوباری غربی ها ندارد.جالب اینکه آنها امکانات را دارند و استفاده نمی کنند. از حیث علمی مفهوم هر فیلتر گذاری این است که ما یک محیط راخوب و محیطی دیگر را بدجلوه می دهیم.همواره ضد فیلتری برای مقابله با فیلترینگ وجود دارد.

نوشته شده توسط در ساعت 11:39 PM

                   

خبر خوش به جاي خودش باقي است

چند روز پيش با يونس عزيز در جلسه اي بوديم؛ پرسيد:« تا يادم نرفته، اين نشريه " اطلاعات و ارتباطات"  كه اين روزها مجوز گرفت، مال توست؟» گفتم:« خيلي وقت پيش به تو گفته بودم كه درخواست نشريه اي با اين نام داده ام.» گفت: پس چرا بعضي مي گويند: مربوط به آن احمد توكلي است؟ گفتم: «چه فرق مي كند؟» خنديد و بحث همينجا تمام شد. امروز سري زدم به وبلاگ "به نوشت" آقاي بهروز فرهمند، ديدم اين عزيز هم بين اين "احمد آن احمد" طرح سوال كرده است. و يادم آمد كه طي روزهاي گذشته برخي از دوستان اظهار لطف كرده اند؛ تلفني، از طريق ايميل، حضوري، و يا وبلاگ تبريك گفته اند. از همه تشكر مي كنم . برخي موارد قيد شده در وبلاگ دوستان را در اينجا مي آورم و امكان دارد برخي را نيز نديده باشم و از قلم افتاده باشند؛ خواهند بخشيد.
پرانتز: جواد آقاي صبوحي
به نوشت: آقا بهروز فرهمند
اخبار ارتباطات: محمود آقاي سلطان آبادي [ چند روزي هست كه نمي نويسد.]
دكتر محكي : آقاي علي اكبر محكي
روزانه : آقا مهران فغاني
پ.ن1: دكتر محكي عزيز نوشته است،مي توانم روي كمك ايشان حساب كنم. خطاب به علي آقاي گرامي مي گويم: دكتر جان حساب كمك علمي كه رد خور ندارد، ولي لطف كن يك 30 ميليوني هم حواله كن!
پ ن 2: اين خبر هم هيچ ارتباطي به اين "نشريه" ندارد.

نوشته شده توسط در ساعت 05:49 PM

                   

رسانه و خطر سودجويان اقتصادي

در قانون مطبوعات ما بندي نيست كه اگر روزنامه يا روزنامه‌نگاري سودجويي را بر كار حرفه‌يي ترجيح داد و اطلاع‌رساني را فداي سوء استفاده‌هاي مالي كرد، مورد مجازات قرار گيرد.[ديدگاه هاي استاد قاضي زاده را در اينجا بخوانيد]

نوشته شده توسط در ساعت 04:32 PM

                   

اينفو گرافيك و باور پذيري خبر

Untitled-9.gif


واژه "اینفوگرافیک " یا " گرافیک خبری " اصطلاحی است برای یکی از کاربردهای خبری گرافیک . آنهم زمانی که گرافیک ابزار اصلی ارسال و انتقال خبر باشد. توجه داشته باشید که "ابزار اصلی" است نه فرعی و تزیینی . یعنی خبر بوسیله گرافیک بیان می‌شود نه بوسیله نوشتار (در رسانه‌های مکتوب ) و نه بوسیله گفتار (در رسانه‌های صوتی- تصویری مثل تلویزیون ). اما اینطور هم نیست که هر خبری را با اینفوگرافیک بتوان ارائه داد. خبری این قابلیت را دارد که سه ویژگی داشته باشد : اول قابلیت مصور شدن را داشته باشد یعنی بتوان آن را به زبان تصویر ترجمه کرد طوری که مفاهیم بصری آن برای مخاطبان خبر قابل فهم باشد. دوم خبر همراه شرح و توضیح بیاید. این توضیحات پیش شرط تصویرسازی خبر است. ویژگی سوم مخاطبان عام است. خبری که مخاطب خاص دارد نیازی هم به اینفوگرافیک ندارد. با چند مثال اینفوگرافیک را واضح‌تر می‌گویم :... [مطالعه اين يادداشت كوتاه را به مديران خبر تلويزيون و روزنامه نگاران توصيه مي كنم.] 

نوشته شده توسط در ساعت 02:43 PM

                   

وبلاگ خبرهاي گرافيكي

April 20, 2006

خبرهاي گرافيكي از هنرمند گرافيست، آقاي مهدي صادقي را در اينجا ببينيد.

نوشته شده توسط در ساعت 09:16 AM

                   

تفنگ چخوف را شليك نمي كنيم

April 19, 2006

آقا سياوش و آقاي منتجبي عزيز، از كامنت ها و اظهار نظر هردوي شما عزيزان متشكرم. واقعيت اين است كه مثال آورده شده از چخوف از سوي شما دوبزرگوار اشتباه برداشت شده است. البته اينكه شما هردو نفر به اين جمع بندي رسيده ايد، به يك معناي ديگر مي توان گفت كه من در بيان مطلب موفق نبوده ام و احيانا توضيح درستي نداده ام.
مخلص كلام اينكه، براي رعايت ايجاز در نوشته، ما اگر لغتي، عبارتي، جمله اي يا پاراگرافي را در نوشته خود مي آوريم، نيايد اين نوشته دكور باشد، بلكه بايد سرجاي خودش باشد و به پيشبرد پيام كمك كند؛ يعني اگر از ما پرسيدند: چرا اين را آورده ايد؟ ما بايد بتوانيم به طور منطقي آنرا توجيه كنيم. يعني در نوشتن براي رسانه، اضافه گويي و بيهوده گويي نبايد صورت گيرد. براي جا انداختن بهتر اين مفهوم من مثال چخوف را استعاره گرفتم. آقاي منتجبي عزيز، اين كه شما در باره تفنگ چخوف و شليك آن،فرموده ايد:«می توان بدون شلیک و بدون برداشتن از روی دیوار از آن استفاده کرد. القای قدرت یا ترس به دیگری.» اگر شما اين حرف را به مرحوم چخوف هم مي گفتيد، حرف شما را تاييد مي كرد. چرا؟ به اين دليل كه اين همان حرف اوست. وقتي شما تفنگ را شليك نمي كنيد ولي در پاسخ من مخاطب كه از شماي نمايشنامه نويس، مي پرسم چرا ان تفنگ را روي ديوار آويزان كرده ايد، ولي شليك نمي كنيد؟ شما پاسخ مي دهيد. قصد من شليك نبود، قصد من « القاي قدرت و ترس به ديگري» بود. مي خواهم بگويم ،به تعبير چخوف شما آن را شليك كرده ايد! چون شما براي آن توجيه منطقي داريد. ولي اگر مي گفتيم همينطور براي قشنگي. آنوقت قانع كننده نبود.

نوشته شده توسط در ساعت 04:48 PM  نظر (2)

                   

تفنگ چخوف

April 18, 2006

اقاي هاشمي، سردبير محترم وبلاگ هنر هشتم، در كامنت مطلب « رابطه معكوس؛ فراواني مخاطب و حجم خبر» سوالي درباره ايجاز مطرح كرده اند، كه به آن پاسخ داده ام:آقاي هاشمي عزيز،در مورد سوالي كه فرموديد، بايد بگويم: ايجاز به معناي آن نيست كه مطالب روزنامه بايد لزوما همه كوتاه باشد.مثلا ما نمي توانيم براي رعايت ايجاز از روزنامه نگاران يا مديران تحريريه بخواهيم كه صفحه روزنامه را به جاي آنكه با 4 خبر پر كنند، با 15 خبر پر كنند.
متاسفانه اكثر ما اين اشتباه را از واژه ايجاز برداشت مي كنيم. بعضي مواقع من از دانشجويي سوال مي كنم: ايجاز يعني چه؟ مي گويد: « يعني خلاصه نويسي» درحاليكه به يك عبارت معناي آن، خلاصه نويسي هم نيست! حالا سوال اين است: « پس ايجاز چيست؟» رعايت ايجاز، يعني:« نوشتن آنچه كه اگر ننويسيم، بخشي از پيام به مخاطب منتقل نخواهد شد. و ننوشتن آنچه كه اگر بنويسيم، چيزي به مفهوم پيام اضافه نخواهد شد.» به عبارت ديگر يعني تفنگ «چخوف». آنتوان چخوف نمايشنامه نويس معروف روسيه مي گويد: « اگر من تفنگي را در صحنه اي از تاتر بر ديوار بياويزم، حتما آنرا در صحنه اي ديگر شليك خواهم كرد.» اين نگاه براي رسانه هم پر معنا است. اين يعني اينكه هيچ چيز دكور نيست. در روزنامه و كلا رسانه هم ما به عنوان خبرنگار، نويسنده، دبير و سردبير نبايد اجازه دهيم كلمات و جملات و پاراگراف هاي اضافي به نوشته ها راه پيدا كنند. با اين توضيحات، اكنون اگر ما احساس كرديم براي انتقال يك پيام لازم است كه يك چهارم صفحه روزنامه را سياه كنيم، ترديد نكنيد كه بايد اينكار را بكنيم.

نوشته شده توسط در ساعت 09:33 PM  نظر (6)

                   

چهار مقاله

معرفي چهار مقاله از دكتر محكي را در اينجا بخوانيد .

نوشته شده توسط در ساعت 09:33 PM

                   

اينجا چراغى [به سبك گيلاس ]روشن است

پنجشنبه ۲۴ فروردين فرصتى بود براى تجربه يك حضور. مرد سپيدمويى كه در تصوير سياه وسفيد قابى كوچك بر ديوار «كافه تيتر» بيش از يك ماه همه را به لبخند دلنشين خود مهمان كرده بود، در آن بعدازظهر ساكت و دم كرده از چارچوب قاب خارج شد، رنگ گرفت و آرام و بى صدا قدم به داخل كافه گذاشت. با همه كسانى كه به احترام او برخاسته بودند دست داد و با همان لبخند دوست داشتنى پشت يكى از ميزها نشست. كت و شلوار قهوه اى به تن داشت و پيراهنى سفيد، درست به سفيدى موهايش. موقع صحبت با كناردستى ها لب هايش آرام تكان مى خورد و به همان آرامى تكه اى از بستنى رنگارنگش را به دهان مى گذاشت. پيرمرد مهربانى كه آنجا نشسته بود براى هيچ كس ناآشنا نبود: «پروفسور كاظم معتمدنژاد». [گزارش آقاي علي اكبر قزويني را كه به سبك خبري گيلاس نوشته شده است در اينجا بخوانيد.]

نوشته شده توسط در ساعت 09:26 PM

                   

نگارش

يك جمله معروف است كه مي گويد در نگارش، موضوع كسل كننده نداريم ، بلكه نويسندگان، كسالت بار مي نويسند.

نوشته شده توسط در ساعت 08:06 AM

                   

وبلاگ جديد

آقاي حسن عابديني، همدم با سنگربانان خبر آمد. به حسن آقا خوش آمد مي گويم.

نوشته شده توسط در ساعت 07:54 AM  نظر (2)

                   

ارتباطات ميان فردي

April 17, 2006

برای شناخت ارتباط میان فردی ، ابتدا لازم است تعریف مختصری از ارتباطات ارائه شود.ارتباطات عبارتست از انتقال مفاهیم یا معانی و یا هرگونه پیام از شخصی به شخص دیگر. هر قدر میزان انتقال پیام دقیق تر و روشن تر و مطابق نظر فرستنده پیام صورت بگیرد ، بهمان میزان ارتباط می تواند مؤثر باشد . پس می توان گفت ، در ارتباط مؤثر معنی و مفهومی که در ذهن فرستنده است و قصد دارد آن را ارسال کند ، با آنچه گیرنده از پیام فرستنده دریافت می کند ، یکی باشد.[مطلب آقاي مجيد مجدنيا را اينجا بخوانيد]

نوشته شده توسط در ساعت 06:32 AM

                   

رابطه معكوس؛ فراواني مخاطب و حجم خبر

April 16, 2006


شايد اصل حرف براي روزنامه نگاران كليشه و قديمي باشد، اما نموداري كه ملاحظه مي كنيد، اين حرف را علمي تر به ما نشان مي دهد. بله؛ هر چه تعداد كلمات شما، جملات شما، و پاراگراف مطلب شما بيشتر باشد، به همان نسبت خوانندگان خودتان را از دست خواهيد داد.( هر كلمه اضافه كه مي نويسيد، گلوله توپي است كه به سوي مخاطبان شليك مي شود.) همانطور كه در نمودار مشاهده مي كنيد،بررسي ها نشان مي دهد 7/56 درصد خوانندگان تنها 5 پاراگراف اول يك خبر را مطالعه مي كنند و از خير بقيه خبر مي گذرند، 39 در صد تا 10 پاراگراف يك خبر را مي خوانند، و تنها 28 درصد حوصله و وقت مي كنند تا 25 پاراگراف مطلب را ادامه دهند.
اين موضوع بر دو نكته مهم تاكيد دارد: (اول) اهميت سبك هرم وارونه را در خبر نويسي مورد توجه قرار مي دهد؛ نكات مهم را در بالاي خبر بنويسيد كه اگر مخاطب هر مقدار از خبر را خواند، به همان نسبت مهمترين نكات را دريافت كرده باشد.(دوم) ما را به ضرورت رعايت "ايجاز" در روزنامه نگاري توصيه مي كند: «حرف اصلي را بزن و برو» به همين علت است كه مي گويند: ‌پس از سادگي، ايجاز مهمترين عنصر مورد توجه روزنامه نگاران است. ايجازي كه از كلمه و جمله شروع مي شود و تا متن كامل يك مطلب را دربر مي گيرد. دي. اچ. منزل ( D.H.Menzel ) يكي از نويسندگان كتاب، «نگارش يك مقاله تكنيكي» به جمع آوري آماري براي يافتن طول لازم و كافي جمله هاي يك مقاله تكنيكي پرداخت؛ او دريافت كه درك جمله هاي با بيش از 34 كلمه، بسيار دشوار است و مصرف كننده به طور حتم، صبر و طاقت كمتري در قبال جمله هاي طولاني و رگبار كلمه ها از خود نشان مي دهد.

نوشته شده توسط در ساعت 11:27 AM  نظر (4)

                   

اگر شما نگوييد، ديگران مي گويند

هي گفتم: بگم؟ اين آقاي دكتر محكي خنديد و گفت: نه! گفتم: بالاخره چي؟
خنديد و با آن حجب و حياي خاص خودش گفت اجازه بده اعلام عمومي شد، بعد! خب دكتر جان اين هم اعلام عمومي. امروز تبريك دو قبضه ما را بپذير.

نوشته شده توسط در ساعت 10:30 AM

                   

آقازاده از خبرگزاري شهررفت

محمد آقازاده ازسايت خبرگزاري شهر رفت؛ محمد از روزنامه نگاران قديمي است؛ او از جمله نويسندگان پركار مطبوعات بويژه در دهه گذشته است؛ محمد سابقه كار در كيهان هوايي، روزنامه ايران و... را در كارنامه خود دارد؛ از روز اول روزنامه ايران بود.
خوانندگان اوليه «روزنامه ايران» حتما صفحه آيينه روزنامه را بياد دارند.صفحه اي كه دبيري آن بعهده محمد بود. از او پرسيدم: چرا ازخبرگزاري شهر بيرون آمدي؟ ناراحت بود؛ كلي حرف زد.مخلص كلام نيم ساعت گفت وگو اين بود، كه :‌« بگذريم!» محمد يك خبر خوب هم داد :« قراراست بزودي يك وبلاگ راه بيندازم.» خوشحال شدم. او دست به قلم است و تراوشات ذهني زيادي دارد.

نوشته شده توسط در ساعت 09:54 AM  نظر (3)

                   

کتاب" ايران در چهار کهکشان ارتباطي" منتشر شد

April 15, 2006

کتاب «ايران در چهار کهکشان» ارتباطي به تاليف دكتر مهدي محسنيان راد ازسوي انتشارات سروش منتشر شد.اينجا

نوشته شده توسط در ساعت 01:33 AM

                   

انتشار اسامی روزنامه نگاران قربانی در سال 2006

کمیته حمایت از روزنامه نگاران فهرست تعدادی از روزنامه نگاران و خبرنگارانی که در طی سال 2006 میلادی بصورت مشکوک کشته شده اند را منتشر کرد. اگر چه هیچ یک از این عده به مرگ طبیعی نمرده اند، اما ارتباط قطعی میان انگیزه قتل ها و حرفه روزنامه نگاری برخی از آنها نیز مورد تردید است. [ ترجمه آقاي صبوحي را در اينجا بخوانيد]

نوشته شده توسط در ساعت 01:30 AM

                   

كافه‌تيتر با دكتر معتمد‌نژاد رونق گرفت

April 14, 2006

دكتر كاظم معتمدنژاد، دكتر حسن نمك‌دوست، دكتر احمد مير‌عابديني، استاد حسين قندي و تعدادي از روزنامه‌نگاران برجسته كشور بعدازظهر پنج‌شنبه در كافه‌تيتر گرد هم آمدند. حضور دكتر معتمدنژاد براي رونق هر محفلي كافي است، چه برسد به اينكه در كنار ايشان افرادي باشند كه مجموع سابقه روزنامه‌نگاري آنها به بيش از دو قرن مي‌رسد.اينجا

نوشته شده توسط در ساعت 08:29 PM

                   

ارزش نثر

April 13, 2006



ژان پل سارتر: شاعر، واژه ها را چون شيء تلقي مي كند و نه چون نشانه؛ شاعر از زبان بيرون است .
واژه ها براي شاعر آيينه است كه تصوير او را به خودش به باز مي گرداند، اما براي "نثر نويس" ابزاري است تا از خويش بدر آيد و خود را به درون دنيا پرتاب كند...نويسنده به انتخاب خود مي خواهد جهان و انسان را بر ديگران آشكار كند.
اما هر كسي كه قصد گفتن داشته باشد، نويسنده نيست. نويسنده سخن خود را به شيوه اي خاص ارائه مي دهد و ارزش نثر به سبك ناپيداي آن بستگي دارد.

نوشته شده توسط در ساعت 11:11 AM

                   

وبلاگ قهوه اي براي روزنامه نگاران ايران

April 11, 2006

ما؛ یعنی بهنام و بی تا، بعد از روزها بیکاری تصمیم گرفتیم شغل و البته علاقه خودمون رو اینجوری دنبال کنیم:کافه؛اون هم‘تیتر‘.همین.[وبلاگ كافه تيتر راه اندازي شد]  

نوشته شده توسط در ساعت 09:31 PM

                   

درباره آقاي دكتر محكي

آقاي دكتر، بگم؟ آقاي دكتر محكي پست جديد گرفته است.اطلاعات بيشتر؟ فعلا بماند.مي گويند: اساس وبلاگ نويس بر كوتاه نويسي است. لذا نمي شود فعلا افشا كرد. دكتر، اگر مي دانست كه قرار است كارش اينقدر زياد شود وبلاگ راه نمي انداخت، سايت كه جاي خودش را دارد.خداوند به خانواده محترم صبر بدهد، كه اگر روزي دو ساعت مي توانستند ببينندش، حالا ديگر از همان دو ساعت هم خبري نيست.آقاي دكتر، موفق باشيد.

نوشته شده توسط در ساعت 06:35 PM

                   

يادداشت كنيد!كافه تيتر،ساعت 4 تا 6 روز پنجشنه

حضور دكتركاظم معتمد نژاد پدر علم ارتباطات ايران در كافه تيتر قطعي شد. بيتا خانم ريئس كافه تيتر اطلاع دادند كه دكتر قول داده است، ساعت 4 تا 6 بعد ازظهر روز پنجشنبه در جمع انبوه خبرنگاران دركافه كوچك ( شما بخوانيد كلبه) اما گرم "تيتر" حضور پيدا كند. گويا اعضاي مركزي انجمن صنفي هم هستند و برخي استادان كه همه شاگرد آقاي معتمد نژاد محسوب مي شوند. حتما مي پرسيد: مثلا؟ مي گويم: مثلا دكتر دوست داشتني؛‌ حسن نمك دوست تهراني؛ كافي نيست؟

نوشته شده توسط در ساعت 06:13 PM  نظر (175)

                   

دكتر معتمد نژاد پنجشنبه در كافه تيتر

كافه تيتر كه خاطرتان هست؟ همان كافه اى كه بهنام قلى پور و همسرش بيتا صالحى اسفند گذشته راه اندازى كردند تا در كنار ارائه خدماتى كه هر كافه اى به مراجعانش مى دهد، محلى براى ديدار و فراغت روزنامه نگاران نيز باشد. آنها از همان روز اول طرح هايى را براى متفاوت كردن كافه خود و تبديل آن به محلى براى ديدار نسل ها و گرايش هاى مختلف روزنامه نگاران در نظر داشتند و «ديدار با استادان روزنامه نگارى» يكى از آن طرح ها است كه بعد از تعطيلات نوروز و به بهانه آن، در چند پنجشنبه متوالى قرار است برگزار شود. اولين مهمان اين ديدارها دكتر حسين قندى بود كه پنجشنبه ۱۷ فروردين به كافه تيتر آمد. ديدار براى ساعت ۵ تا ۷ بعدازظهر ترتيب داده شده بود و در حالى كه هنوز وب سايت كافه تيتر راه اندازى نشده، دعوت شفاهى و SMS تنها راه خبردار كردن روزنامه نگارها از اين برنامه بود. همين باعث شده بود تا بيتا صالحى كمى دل نگران باشد كه نكند افراد كمى بيايند، گرچه در پايان ديدار ديگر از آن دلواپسى طبيعى خبرى نبود و جايش را آرامش و خوشحالى اى عميق  گرفته بود.اينجا

نوشته شده توسط در ساعت 07:41 AM

                   

تجليل از پروفسور حميد مولانا

April 10, 2006

در همايشي که به مناسبت بزرگداشت مقام علمي پروفسور حميد مولانا در دانشگاه امريکن در واشنگتن برگزار شد ، آثار نيم قرن اين دانشمند ايراني مورد نقد و بحث قرار گرفت و از خدمات فرهنگي و آکادميک وي در سطح جهاني تجليل شد؛ اينجا

نوشته شده توسط در ساعت 07:07 PM

                   

داوران جشنواره مطبوعات شهري معرفي شدند

اينجا را بخوانيد

نوشته شده توسط در ساعت 06:11 PM

                   

درباره رسانه ها

April 09, 2006

دولت و رسانه ها (خسرو ناقد). واشنگتن پست بزرگترين روزنامه پايتخت آمريكا(‌مريم علايي راد) را در اينجا بخوانيد.

نوشته شده توسط در ساعت 09:11 PM

                   

بي خبري در ايام نوروز

April 08, 2006

...حقيقت آن است كه با آغاز هر سال شمسى، اطلاع رسانى در ايران و هر آن چه كه جز راديو و تلويزيون دولتى مى توان «رسانه» ناميد، به يك تعطيلات طولانى مى روند....[گزارش آقاي علي اكبر قزويني را درباره تعطيلي روزنامه ها در ايام نوروز در شرق بخوانيد]

نوشته شده توسط در ساعت 04:20 PM

                   

برترين هاي هفت سنگ

هفت سنگي ها نتايج نظرسنجی برترين‌های رسانه‌ای سال هشتادوچهار را اعلام كردند.اينجا

نوشته شده توسط در ساعت 04:15 PM

                   

وبلاگ جديد تخصصي ارتباطات

 آقاي حسين دانش پسند با همكاري آقاي محسن شجاع "وبلاگ تخصصی دانشجویان رشته علوم ارتباطات واحد تهران شرق" را با نام هزاره كليد زدند.ورود اين دوستان را خير مقدم مي گويم. موفق باشيد.

نوشته شده توسط در ساعت 04:14 PM

                   

مثالي به سبك خبري گيلاس

April 07, 2006

آقاي سام فرزانه از من خواسته بودند كه به سبك گيلاس، خبري را درباره درگذشت استاد صنعتي تنظيم كنم. بعد هم پس از مكاتباتي كه در بخش كامنت اين خبر صورت گرفت، ايشان خبري را كه خودشان در روزنامه شرق تنظيم كرده بودند براي من ارسال كردند. كه تنظيم شده آنرا به سبك گيلاس در زير مي خوانيد. خبر تنظيم شده به سه رنگ ارائه شده است؛ قسمت اول بالاي گيلاس را نشان مي دهد، و به سبك هرم وارونه تنظيم شده است. قسمت وسط به سبك ترتيبي، زندگينامه استاد و برخي نقل قول ها را مطرح مي سازد. وقسمت پاياني با اين جمله:« اگر در زمان حياتش كارهاى او را نديده ايد، امروزه در نبودش،...» و ارائه يك نقل قول از آقاي شهلاپور، تا حدودي به بخش آغازين برگشت خورده است.


استاد صنعتي درگذشت


خانم ها، آقايان، خبر مرگ هنرمندى را به اطلاعتان مى رسانم كه دوبار در جريان تحولات سياسى ايران، افراطيون مجسمه هايش را كه از مردم ستم ديده ساخته بود، خرد كردند و بار دوم دلش را چنان شكستند كه ديگر مجسمه نساخت؛ علي اكبر صنعتي.


معلوم نيست كه «حميد شانس» مجمسه ساز، زماني كه از دستان استاد قالب گيري مي كرد تا نمونه هاي برنزي آن را به برگزيدگان  اهدا كنند، مي دانست كه او در آستانه رفتن قرار دارد؟ صنعتي در طول زندگى هنرى خود نزديك به يك هزار نگاره و ۴۰۰ مجسمه خلق كرد. نقاشى هاى آبرنگ او به شهادت شهلاپور و احمدرضا احمدى شاعر، كارهاى درخشانى هستند. استاد صنعتي عضو فرهنگستان هنر ايران در آستانه 90 سالگي درگذشت. از ويژگى هاى آثار "صنعتى" اين بود كه برخلاف سنت مجسمه سازى كلاسيك، او از مردم عادى- آنهايي كه درمانده و رنج ديده هستند- مجسمه ساخت و درد و رنج اين قشر از مردم را در زمانى كه ايران تلاش مي كرد  چهره خوشايندى از خود به نمايش بگذارد، نمايان كرد. علي اكبر صنعتي در سال 1381 از سيد محمد خاتمي رئيس جمهور وقت نشان درجه اول هنري كشور را دريافت كرد. پيكر او روز چهارشنبه تشييع خواهد شد و قرار است در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده شود. گرچه هنوز از محل تشييع خبري نرسيده است.  


او كه بود


"صنعتي"سال ۱۲۹۵ در كرمان متولد شد. به رغم تلاش هاى مادرش «بى بى» نتوانستند روى پاى خود بايستند و راهى پرورشگاه شد. بعد از تحصيلات ابتدايى به تهران آمد و در مدرسه كمال الملك مشغول به تحصيل شد. از آنجا دانشنامه نقاشى گرفت و در سال ۱۳۱۹ با ليسانس نقاشى به كرمان بازگشت و بعد از پنج سال تدريس در پرورشگاه صنعتى باز به تهران آمد. در جريان كودتاى ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ و بركنارى دولت مصدق، عده اى از اراذل به نمايشگاه او هجوم آوردند و مجسمه هايش را شكستند. نقاشى هايش هم از بين رفت.


"صنعتى"زماني كه فارغ التحصيل مدرسه كمال الملك بود، موزه اى به سازمان شير و خورشيد آن زمان (هلال احمر كنونى) اهدا كرد، و به مدت پنج سال به كار آموزش كودكان پرورشگاهى در پرورشگاه صنعتى - كه خود بزرگ شده آنجا بود- پرداخت. (پرورشگاه اين روزها تبديل به موزه صنعتى شده و در حال حاضر در دست تعمير است.)  هر مجسمه و تابلويى را كه امكان مرمت داشت باز سازي كرد و بار ديگرمجسمه سازي را از سر گرفت، اين بار از شخصيت هاى بزرگ ايران و جهان. بعد هم به اصرار پسرش حاج اكبر صنعتى كه بعد از پدر، پرورشگاه "صنعتى" را اداره مى كرد، نمايشگاه را به ساختمانى در حوالى ميدان راه آهن منتقل كرد. اين نمايشگاه تا سال ۱۳۵۲ داير بود و بعد از آن به دلايل نامعلومي، تعطيل شد تا آنكه در جريان انقلاب ۵۷ ميوه فروشان ساكن مقابل نمايشگاه، كارهاى باقى مانده در آن كارگاه را خرد كردند. استاد صنعتي خود در اين باره چنين مي گويد:« جاى آن همه يادگار عشق و هنر را انبوهى ميوه و سبزى گنديده گرفت.» بعد هم: «كمرم شكست، خميده شدم و به گريه افتادم و ناليدم» در حاشيه چهارمين دوسالانه مجسمه تهران در تابستان سال ۱۳۸۴ تعدادى از آثار او از موزه هلال احمر و موزه كرمان به تهران منتقل شدند.


بدور از كليشه


ازجمله كارهاى ويژه "صنعتي"مى توان به نقاشى هاى او با سنگ اشاره كرد. سنگ هاى رنگى را كنار هم مى چيد و از كنار هم قرار گرفتن آنها نقش هايى مى ساخت. همين كارها را در پرورشگاه صنعتى در كرمان به نمايش گذاشته بود و با بچه ها اين كار را تمرين مى كرد. درباره تاثير كارهاي او هم همين بس كه افرادي مانند "حميد شانس" در كرمان با هنرهاى تجسمى بيشتر آشنا شدند. حميد شانس درباره او مي گويد: «استاد صنعتى شاگرد ابوالحسن خان صديقى بود كه به پرنسيب هاى كلاسيك اعتقاد داشت. اما با همه حرمتى كه براى استاد قائل بود، از لحاظ مضمون مسير ديگرى را كه واقع گرايانه و مردمى بود، برگزيد. اولين تحولى كه او در شيوه كار مجسمه سازى اش ايجاد كرد پرداختن به آدم هاى معمولى بدون تصنع بود. او به جاى آنكه از متريال ماندگار و پايا كه قبله آمال يك مجسمه ساز كلاسيك است، دل كند با سنگ و برنز كار نكرد و با ابزارى دم دستى مثل گچ كه ماده اى روزمره است، كار كرد. گچ در مجسمه سازى مانند سنگ و برنز خوش پز نيست. كار ديگرى كه كرد اين بود كه از قالب گيرى به جاى ساخت سرويس ها استفاده كرد. در بسيارى از كارهايش سرهاى مردم معمولى را قالب گيرى كرد و از آنها استفاده كرد. با اين كارش، درد و رنج مردم را كه چهره هاى زيبايى هم نداشتند تصوير كرده بود. با همه دفرماسيون  هايى كه چهره هاى واقعى دارند و البته اميدى كه در همه چهره ها بود. حتى گاهى پارچه را به گچ مى زد و به جاى لباس بر تن مجسمه ها مى كرد. ابايى هم نداشت كه زيبايى كار كلاسيك ها را نداشته باشد.


او همچنين فرم هرمى كارهاى كلاسيك را در كارهايش تكرار نكرد. آدم هايش را در فضا پراكنده كرد. همان طورى كه آدم ها در واقعيت در فضا پراكنده هستند. باز هم زيبايى كار كلاسيك را از دست داد و سرزندگى را به دست آورد.»" شانس" همچنين عقيده دارد كه كارهاى صنعتى نه كپى دوره هاى مشابه در اروپا است و نه ادامه كار كلاسيك ها: «كارش مخصوص خودش بود و از احساس واقعى او مى آمد و ويژگى هاى خود را داشت و در آن از نمادهاى كليشه اى ايرانى خبرى نبود.»

اگر در زمان حياتش كارهاى او را نديده ايد، امروزه در نبودش، مى توانيد به موزه او در ميدان امام خمينى(ره) مراجعه كنيد. موزه اي كه "سعيدشهلاپور" مجسمه ساز، درباره آن مى گويد: وضع موزه اسفبار است ولى به هر حال مى شود از آنجا ديدن كرد و به اين موضوع پى برد كه استاد چه نوع كارهايى مى ساخت. شهلاپور مى گويد:« او بسيارى از كارهايش را خودش به خودش سفارش مى داد؛بدون هيچ دستمزدى، و بدون اميد به هيچ درآمدي.»

نوشته شده توسط در ساعت 03:07 PM  نظر (5)

                   

پاسخ به سوال آرش

April 06, 2006

آقاي شفاعي، خبرنگار روزنامه قدس و جام جم خواسته است كه نمونه ترجمه شده اي از سبك داستاني به او آدرس بدهم. آرش عزيز، تو را به ترجمه خانم "لادن ملازاده صادقيون" كه درباره سبك هاي خبري نوشته شده ارجاع مي دهم. يكي از مثال ها در همين رابطه است.

نوشته شده توسط در ساعت 08:47 PM

                   

روزنامه نگاري بحران

گفت و گوي روزنامه قدس با دكتر شكرخواه را در پرانتز  بخوانيد.

نوشته شده توسط در ساعت 11:39 AM

                   

سوال و ديدگاه آقاي سام فرزانه درباره سبك گيلاس

آقاي "سام فرزانه" ايميلي براي من ارسال و درباره سبك خبري "گيلاس" دو سوال و يك نظر به شرح زير مطرح كرده اند:


1. آيا اين روش، براي نوشتن خبر است، يا گزارش‌هاي خبري ( news story


2.  در مثالي كه نوشته‌ايد، خبر در پاراگراف دوم به ما داده مي‌شود و در پاراگراف اول تنها اين اطلاع به ما داده مي‌شود كه مي‌خواهيم، مطلبي درباره واكنش‌هاي هنرمندان و مردم عادي درباره درگذشت اين هنرمند و احتمالاً چيزي درباره زندگي او بخوانيم. حالا سوال من اين است كه اگر اين گزارش به همان سبك گيلاس باشد، اصل قضيه كدام است؟ خبر مرگ آن هنرمند يا گزارش واكنش‌ها؟ اگر اولي باشد كه نمي‌توان به شروع گزارش هرم وارونه گفت. اگر هم حدس دوم من درست باشد كه ديگر اين سبك را مي‌توان براي گزارش نويسي به حساب آورد نه خبر نويسي.


3.  به نظر من اين شيوه حتي براي خبر‌هايي كه تا   700 كلمه هم نوشته مي‌شوند، قابل استفاده است و اگر اين را قبول كنيم، مي‌توانيم از اين شيوه در روزنامه‌هاي صبح يا رسانه‌هاي اينترنتي هم استفاده كنيم كه مخاطبان كم حوصله دارند.


سام عزيز