January 16, 2008
کتاب دموکراسي و خبر
قصد دارم يک کتاب بسيار عالي به شما معرفي کنم. کتاب "دمکراسي و خبر" آقاي "هربرت ج گنز" ترجمه بسيار خوب آقاي دکتر عليرضا دهقان که با توجه به کتاب خوب نظريههاي ارتباطات ايشان به اين جمع بندي رسيدهام که اگر کتاب، کتاب نباشد اين عزيز به سمت ترجمه آن نمي رود. از اين بابت به سهم خودم قدردان ايشان هستم. کتاب دموکراسي و خبر را انتشارات سمت، سال 85 به چاپ رسانده و ممکن است بسياري از شما عزيزان اين کتاب را خوانده باشيد. لذا براي نخواندهها ميگويم : کتاب اگر چه با رويکرد جامعه آمريکايي نگارش شده است با اين حال براي ارتباطاتيها، روزنامهنگاران، جامعه شناسان وسياستمداران، مطالب بسيار جالب و عميقي دارد. به دو نفر از دوستان و استادان عزيز بيشتر سفارش مطالعه آن را ميکنم :دکتر سلطاني فر دوست داشتني و دکتر نمکدوست مهربان.
سطرهايي از 285 صفحه کتاب را برايتان باز خواني ميکنم :
دمکراسي کشور ممکن است مستقيم يا غير مستقيم به شهروندانش تعلق داشته باشد،اما فرايند دمکراتيک فقط در صورتي ميتواند واقعا معني دار باشد که شهروندان آگاه باشند. کار روزنامه نگار اين است که آنها را آگاه کند. همان طور که آنتوني لوئيس، مقاله نويس روزنامه نيورک تايمز، در آخرين مقاله اش قبل از بازنشستگي نوشت: " به گفته جاستيس لوين برانديز مهمترين شغل در دمکراسي شغل شهروندي است." وي پيش از آن هم در مقاله اي از نقش روزنامه نگاران دفاع کرد: نظريه دموکراسي اين است که شهروندان حاکمان نهايياند اما در جهان امروز افراد نميتوانند شخصا رويدادها را مشاهده کنند و در يک بحث به تصميم برسند، چنانکه در يونان باستان ميکردند آنها براي اينکه مطلع باشند ضرورتا به رسانه ها وابسته اند." يا همانطور که جک فولر، نويسنده و مدير خبري، مينويسد : " هدف اصلي روزنامه نگاري اين است که واقعيت را بگويد تا مردم اطلاعات مورد نياز براي حاکم بودن را داشته باشندروياي مذکور يک آرمان است . بيشتر مردم، از جمله روزنامهنگاران حتي هنگامي که مشغول گزارش دادن عملکرد و ايرادهاي دمکراسي واقعي آمريکا هستند مايل اند آن را باور داشته باشند. دمکراسي آرماني فاقد يک جامعه، يک اقتصاد، طبقه، قدرت و ديگر ساختارهاست و در آن ذکري از شرکتها، ادارات و ديگر سازمانها نيست. در واقع در دمکراسي آرماني که پشت روياي مذکور قرار گرفته، نمايندگان منتخب حضور ندارند،گرچه خود دموکراسي هم به نظر نمي رسد دموکراسي مستقيم باشد.تعجبي ندارد که دموکراسي آرماني شهروندان آرماني دارد: يک دموکراسي بامردمي بي همتا و غالبا مصمم که شهروندان واقعي را با منافع،باورها و ارزشهاي معارض از نظر دور ميدارد. از اين جهت و ديگر جهتها، روياي کذايي، بسيار ساده انگارانه است.
....روزنامه نگاري به عنوان يک حرفه ، خود را پشتيبان و تقويت کننده نقشهاي شهروندان در دموکراسي ميداند.بدون ترديد بسياري از روزنامهنگاران منفرد همين احساس را دارند؛ يعني بازنمايي آرمانهاي حرفهشان و علاوه بران، آگاهي بخشيدن به شهروندان به گونه اي که بتوانند نقشهاي دموکراتيک خود را ايفا کنند،کار روزنامهنگاران در عين حال منبع درآمد آنهاست. ضمنا اين کتاب از زوايه اي به نرم خبرها هم پرداخته است.







