April 23, 2008
ساختار آهنگين در گزارش نويسي
کن فوسن در سالهاي دبيرستان طبل ( drums ) مي نواخت . او که هنوز هم حين گزارش نويسي براي نشريه " The Des Moines (lowa) Register به آواي طبل گوش فرا ميدهد،مي گويد: من با ريتم و ضربآهنگ نااشنا نيستم . عادت کردهام با صداي تاپ تاپ طبل کار کنم . به اين ترتيب مطمئن مي شوم پاراگرافها به ورطه تکرار نيفتادهاند . جالب اينکه فيوسن براي دست يابي به چنين کيفيت موسيقيايي تمام گزارشهايش را حين نگارش بلند ميخواند." ريتم و ضرباهنگ خواننده را تا ميانههاي داستان ميکشاند. فيوسن همواره خواسته تا از رسيدن خواننده به پايان داستان اطمينان حاصل کند.
او ميگويد: من بيشتر از آن که روي شروع داستان وقت بگذارم براي پايان زمان صرف ميکنم. " به عقيده فيوسن يک پايان خوب، داستان را خاطره انگيز خواهد کرد.
از گفتههاي اوست : اينکه خوانندگان، داستان مرا به خاطر بياورند، براي من بيش از پول اهميت دارد.
زماني که فيوسن جايزه معتبري را از کمپاني گانتو – مالک نشريه رجيسترـ دريافت کرد به مديران اين شرکت گفت: ويراستاراني که بخش پاياني يکي از گزارشهايش را حذف کرده اند، مستحق اعدامند.
فيوسن، رسيدن خواننده از آغاز داستان تا انتهاي آن را امري تصادفي و شانسي نمي داند . وي به دقت اجزاء مختلف داستانش را طراحي ميکند و در اين فرايند، انديشيدن نخستين گام است. به گفته فيوسن، او ابتدا در جستو جوي راههايي بر ميآيد که بتواند برخوردها را نشان دهد و حس و حال را توصيف کند:
" من به آهنگ صحيح و ماهيت گزارش زياد مي انديشم" و سپس به سازماندهي عناصر گزارش ميپردازد:
" تمام جملات را تايپ مي کنم و آنهايي را که به کارم ميآيند انتخاب ميکنم. سپس اين اطلاعات را مرتب ميکنم. بايد بدانم منظورم چيست و پايان گزارش کجاست. پس از اين که دريافتم هدف چيست و آن را چگونه مي خواهم بيان کنم، به اين فکر مي کنم که چگونه شروع کنم.
فيوسن، اين گونه آغاز ميکند . به عقيده او پارگراف اول بايد کامل باشد، و پاراگراف دوم بايد آن را کامل تر کند. وي ميگويد: اي کاش به جاي اين که ابتدا به فکر روشن کردن منظورم باشم. ميتوانستم راه بهتر نوشتن را بياموزم . اين روش اگر چه ممکن است بهترين متد نوشتن نباشد، اما براي فيوسن که به طور مکرر جايزه ميبرد، کارآمده بوده است.
Carole Rich
سلام استاد
واقعا خسته نباشيداميدوارم زندگي تان مملو از آهنگ شادي باشد
موفق و بهروز باشيد
Posted by: جواد صبوحي at April 23, 2008 09:25 AM
سلام
جالب بود استفاده كردم
خوشحال ميشوم از راهنمايي شما استفاده كنم
موفق باشيد
Posted by: رسپينا at April 24, 2008 08:38 AM
سلام
آيا آهنگين بودن در ادبيات فارسي نيز نمونه اي دارد؟
با ارادت
Posted by: montaghed at April 25, 2008 10:50 AM
منتقد عزيز سلام
اتفاقا به عقيده من اينجا بحث قبل از انکه به گزارش نويسي برگردد، به ادبيات مربوط ميشود.با به عبارتي سروکله سبک پيدا ميشود مثلا به همين جمله اخير توجه کنيد، مي گوييم سروکله سبک پيدا ميشود، مي توانستيم بگوييم " به عبارتي به سبک مربوط ميشود" .اين سبکي است که من در نوشتن بکار ميگيرم و ممکن است شما جمله دوم را بپسنديدالبته صحبت کن فيوسن در اينجا صرفا سبک ناشي از نوشتن و عادت نوشتاري نيست، بلکه منظور کلامات آهنگين ناشي از محتوا و صداي قهرمانان داستان هم هست چيزي که ممکن است يک نويسنده تازه کار انرا از بين ببرد .
Posted by: tavakoli at April 25, 2008 11:14 PM
با سلام
جناب دکتر توکلی
اوقاتی را با مطالب شما به خوشی می گذرانم.
بحثی در مورد مصاحبه نوشته بودید که مصاحبه کننده باید مصاحبه شونده را سرذوق آورد. که من واقعا به این موضوع اعتقاد صد در صد دارم. باید با سماجت شوق را در مصاحبه شوند ایجاد کرد که یک شگرد است و از عهده ی هر کسی بر نمی آید و آن کس باید با هنرمندی و ظرافت این کار را انجام دهد.
دوم اینکه در پست روایت ها آخرین روایت را که در مورد آقای مزینانی بود می خواندم می خواستم آنجا این انتقاد وارد بود را بنویسم "ارور" می داد حالا همین جا می نویسم. تاریخ در زیر متن نیآمده وقتی می خوانیم بهتر نیست بدانیم این یادداشت را چه زمانی نگاشته اید؟ البته جسارت بنده را ببخشید.
با سپاس
Posted by: at April 30, 2008 04:56 PM
جناب دکتر توکلی عذر می خواهم یادم رفت اسمم را بنویسم.
راستی بابت پست قبلی هم که جواب داده بودید. سپاسگذارم.
فیروزه عسکری
Posted by: فیروزه عسکری at April 30, 2008 04:58 PM







